آموزش جامع مدیریت منابع علمی مقاله، پروپوزال تحقيقاتي، پايان نامه و کتاب با برنامه‌ي EndNote

آموزش جامع مدیریت منابع علمی مقاله، پروپوزال تحقيقاتي، پايان نامه و کتاب با برنامه‌ي EndNote

تألیف:

مهندس ولی ­اله مهدیزاده

مهندس سعید برمکی

(دانش آموختگان دانشگاه تربیت مدرس)

ناشر: سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی

سال انشار: ۱۳۹۰

تعداد صفحه: 176

قیمت: 3500 تومان

  

ویژگی منحصر به فرد کتاب:

·         آموزش گام به گام برنامه با تصاویر مرحله به مرحله

·         آموزش کامل و پیشرفته طراحی و ساخت استایل های مجلات مختلف فارسی، لاتین، پروپوزال و پایان نامه دانشگاه های مختلف

·         آموزش نحوه استفاده از برنامه در روند پژوهش

·         پاسخ به سوالات معمول کاربران

 کاربردهای آخرین نسخه برنامه (X5) اندنوت EndNote

·     انجام کامل‌ترین بررسی منابع (Literature Review) را برای پروپوزال تحقیقاتی، پایان­نامه، مقاله، و کتاب

·     انجام بهترین طبقه‌بندی برای دسترسی به منابع و مطالعة آن‌ها

·     جستجوی آسان منابع پژوهشی مورد استفاده

·     پیدا کردن متن کامل (Full Text) مقالات

·     نوشتن یا ویرایش منابع پروپوزال تحقیقاتی، پایان­نامه، مقاله و کتاب با دقت و سرعت بالا

·     وارد کردن منبع به متن پروپوزال تحقیقاتی، پایان­نامه، مقاله و کتاب و همچنین اضافه شدن خودکار آن به فهرست منابع در انتهای فصل یا انتهای سند با یک کلیک

·     تغییر فرمت منابع مقاله بر اساس مجلات مختلف با یک کلیک

·     طبقه‌بندی اشکال، جداول و سایر فایل‌ها

 عرضه كتاب " آموزش جامع مدیریت منابع علمی مقاله، پروپوزال تحقيقاتي، پايان نامه و کتاب با برنامه‌ي EndNote " :

1-   فروشگاه سازمان انتشارات جهاددانشگاهي:
تهران-خيابان انقلاب - بين فلسطين و چهارراه وليعصر -جنب موسسه نمايشگاههاي فرهنگي.

2-  انشارات سپهر: تهران، خ. انقلاب، روبروی دانشگاه تهران، پاساژ فروزنده،  طبقه زیر همکف، واحد 211، مرکز نشر سپهر ، تلفن: 66401625-021

3-  مرکز پخش علوم پویا (انتشارات امید انقلاب): تهران، میدان انقلاب، خ. اردیبهشت، بین شهدای ژاندارمری و وحید نظری، بن بست بهاره پلاک 1 (جهت اخذ نمایندگی شهرستان، دانشگاه ها، خرید عمده و یا تک فروشی): تلفن: 66960773، 66419567 تلفکس: 66960772

4-  دانشگاه تربیت مدرس: خ. جلال آل احمد دانشگاه تربیت مدرس، بازارچه، غرفه کامپیوتر، میرا سیستم: تلفن: 82883073

5-     سایر کتاب فروشی های معتبر خ. انقلاب

بیماری شناسی گیاهی دانشگاه تربیت مدرس

 

بیماری شناسی گیاهی دانشگاه تربیت مدرس

انجمن بیماری شناسی گیاهی ایران
گیاه پزشکی دانشگاه شاهد تهران
موسسه گياهپزشكي
انجمن حشره شناسی ایران
نشريه اينترنتي گياهپزشکان ايران
پایگاه وبلاگنویسان کشاورزی و منابع طبیعی
بانک اطلاعاتی متخصصین علوم کشاورزی و منابع طبیعی
گیاهپزشکی دانشکده کشاورزی دانشگاه شاهد تهران
کشاورز تنها(مرکز تخصصی مقالات کشاورزی)
مراکز و موسسات تحقیقاتی
کشاورز جوان
Distribution Maps of Plant Diseases
International Phytosanitary Portal (IPP)

سوالات کنکور ارشد بیماری شناسی

نهمین کنگره ی بین المللی بیماری شناسی گیاهی در تورینوی ایتالیا

لیست همایش های بیماری شناسی گیاهی :

کنگره بین المللی گیاهپزشکی

   آخرین طبقه بندی ویروس های گیاهی

   سلام       



به وبلاگ گياه پزشكي دانشگاه شاهد تهران خوش آمديد


لطفا" بعد از ارئه نظر ،خودتون رو معرفی نمایید .

شما می تونید مطالب خود را جهت ثبت  در وبلاگ برای ما بفرستید

جهت دریافت و استفاده از مطالب با ذکرعنوان مطلب با ما  تماس بگیرید

باتشکر

مديريت مبارزه با نماتد ها

مديريت مبارزه با نماتد ها

 

La Defense Des Plant culeivars

R. Boweg , 1967

Eid: Pagot Leusnnc

مبارزه عليه نماتدچندان آسان نيست زيرا در داخل خاك يا نسوج گياهي كه كمتر نفوذپذير است زندگي مي كنند و دسترسي به آنها آسان نيست.

 

روشهاي مبارزه:

                الف: مبارزه زراعي: يكي از روشهاي گياهي متناوب است. يعني بايد دقت شود كه گياه ميزبان به صورت مداوم كشت نشود. مبارزه بر عليه علفهاي هرز ميزبان نماتدها، استفاده از اقدام مقاوم نيز مؤثراست.

رعايت نكات زير نيز مي تواند مفيد باشد:

1-    پرهيز از استفاده از بذر، غده يا پياز آلوده.

2-    جلوگيري  از  حمل و نقل خاك و اندامهاي گياهي آلوده (قرنطينه) از نقاط آلوده به سالم.

3-    درصورت امكان سوزان يا كپوست كردن بقاياي گياهاي آلوده (كپوست زماني مؤثر است كه حرارت از ˚c45 60 درجه بالاتر رود).

ب: مبارزه بيولوژيكي :كشت گياهان از جنس Togeten كه ترشحات ريشه آنها سمي است. برعليه Pretjlenchui وTylenehorhynchun روي گياهان خانواده زارسه مفيد بوده.

نماتدها هم مانند حشرات داراي دشمنان طبعيي هستند كه شامل پروتوزورترها ، قارچها ، نماتدهاي شكارچي، كنه ها و غيره مي شود. هرچند استفاده از اين موجودات آسان نيست ليكن افزايش هموس خاك باعث افزايش جمعيت آنها مخصوص پروتوزوئرها مي شود و يك تعادل نسبي در خاك به وجود مي آيد.

                ج: مبارزه فيزيكي: نماتدها نسبت به حرارت بالا خاص هستند. لذا از حرارت مي توان براي ضد عفوني خاك گلخانه ها ،‌غده ها و پيازهاي آلوده و غيره استفاده كرد.

                د:مبارزه شيميايي: درمحصولات گرانقيمت و بخصوص در شرايطي كه تناوب مناسب نيست روش مؤثري است كه باعث حذف يا كاهش جمعيت نماتدها مي شود.در پاره اي از مورد ديده شده كه باعث افزايش باكتري هاي تثبيت كننده است و افزايش رشد گياه مي شود.البته اين روش گران است و استفاده متوالي ازآن ممكن است باعث ايجاد آلودگي خاك و بهم خوردن تعادل بيولوژيكي آن شود.

تركيبات نماتدكش:

اين تركيبات نماتد را حذف نمي كنند بلكه جمعيت را تا زير سطح زبان اقتصادي پائين مي آورند. اغلب نماتدكشها قبل از كاشت مصرقمي شوند. بعضي از تركيبات جدي را مي توان پس از كاشت و روي گياه مصرف نمود، البته تعداد آنها كم است.

اين تركيبات ممكن است به صورت گاز، مايع يا جامد مصرف شوند.كارآيي مواد گازي يا مايعي كه به صورت گاز در مي آيند بهتر است و تعداد بيشتري از نماتدها را از بين مي برد. زيرا اين تركيبات بهتربه درون ذرات خاك نفوذ مي كنند. تركيبات جامدبايد با آب مخلوط شوند يا با خاك مخلوط شده وسپس مزرعه آبياري شود. بعضي از اين تركيبات نيز به صورت گرانول هستندكه پس از آبياري (مصرف)به صورت گاز در مي آيند. اين تركيبات را مي توان همراه با كود و يا مستقل در سطح مزرعه پاشيده و سپس با خاك مخلوط نمود. تركيبات مايع نيز به كمك سمپاش در خاك پاشيده مي شود. خاك درون مزرعه پاشيده مي شود.خاك مزرعه بايد كاملاً نرم باشد تا نماتدكش به صورت يكنواخت و كامل با خاك مخلوط شود. در هنگام سمپاشي بايد خاك از وضعيت مناسب برخوردارباشد. حرارت نيز از ديگر عوامل مؤثر است. بخصوص در مورد فوميگانت ها حرارت نبايد از 10 درجه كمتر باشد. حرارت مناسب 15 تا 20درجه سانتي گراد است(در عمق 20 سانتي متري). پس از سم پاشي مزرعه آبياري مي شود ويا غلطك زده مي شودياهردومورد بهتر است كه سطح مزرعه با پلاستيك پوشانده شود.اغلب نماتدكش ها براي انسان سمي هستندوبايد با دقت مصرف شود. سهراب مهدی زاده 

مهمترين تركيبات نماتدكش عبارتند از:

1-DD (Dichloropropame-dichloropropeme)كه مايع تدخيني است.

2- Nemagon (1/2 dibromo-3 chloropropame) كه تدخيني است.

3- B romure demethgle كه خيلي گازي است.

4-Dibromoè tham (Dibromuredethglene) كه فوميگانت است.

5-Vapam

6- Trapex (Isothiocgamatedemethgle)

7- Sulfur decarbon

8- Chloropicrine

 

 

نخستين همايش ملي ميکروبيولوژي کاربردي

نخستين همايش ملي ميکروبيولوژي کاربردي :

 

انجمن زيست شناسي ايران بر آن است تا با برگزاری همايش های تخصصی در شاخه های مختلف علوم زيستی در گسترش توانمندی های علمی زيست شناسان بکوشد و در اين راستا همايش ملي ميكروبيولوژي كاربردي بزودی برگزار خواهد شد. هدف از اين گردهمايی برآورد توانمندی های دانش ميکروبيولوژي در ايران، شناخت نيازها و زمينه های کاربردی در کشور، و برنامه ريزی برای حرکت های آينده است.

محورهای اصلی ارائه يافته های علمی:           

bullet

ميکروبيولوژی و کاربرد در محيط زيست

bullet

ميکروبيولوژی و کاربرد در صنعت

bullet

ميکروبيولوژی و کاربرد در کشاورزی

bullet

ميکروبيولوژی و کاربرد در بهداشت وسلامت انسان

بخش های پيش بينی شده در همايش:

bullet

سخنرانی، ارائة پوستر، و ميزگرد

bullet

نمايشگاه کتاب های خارجی و فارسی در ميکروبيولوژی

bullet

نمايشگاه تجهيزات آزمايشگاهی و تحقيقاتی در ميکروبيولوژی

bullet

کارگاههای آموزشی
 

 اعلام چارچوب ها و چگونگي ارسال مقاله ها......................................... 25/10/1385

 ارسال چکيده مقاله ها.......................................................... 1/11/1385 تا 15/1/1386

 اعلام فهرست مقاله هاي پذيرفته شده .................................... 15/2/1386

 ثبت نام ............................................................................. 1/11/1385 – 15/2/1386

 پرداخت حق ثبت نام ............................................................1385/11/1 - 1386/2/31
 

            زمان: چهارشنبه و پنجشنبه  20 و 21 تير ماه 1386              مکان :دانشگاه الزهرا(س)

علائم بیماری هایی که اسمشون شاید براتون  جالب باشه !

 

۱.بیماری سر سیگاری موز : بیماری ناشی از Trachysphaera fructigena که تولید پوسیدگی سیاه و سپس خاکستری درمیوه می کند. پوسیدگی میوه ممکن است به تمام میوه گسترش یابد. در اغلب موارد Verticillium theobromae با بیماری همراه است 

 

            Cigar-end Rot in Bananas

 

 

۲.بیماری پانامایی موز :

بیماری ناشی از قارچ Fusarium oxysporum f.sp. cubensis که نشانه های آن زردی برگهای مسن، پژمردگی و آویزان شدن برگها و قهوه ای شدن آنهاست

 

Panama Disease - Banana Plant

                                 Panama Disease - Banana Plant                        

 

 

                            

 

۳.فتيله نارنجي(دارخور) :

عوامل بيماري گونه‌هاي مختلف جنس Cytospora مي‌باشند. گونه‌ها شامل:

 Cytospora persoonii   C. ambiens    C. cincta

 C. juglandicola   C. juglandina   C. rubescens


Figure 8           Photo of tree trunk showing symptoms of a canker. Cytospora sp.

              

 

 

 

                                           

معرفي  انجمن علمي گروه مهندسي گياهپزشكان

اانجمن علمي گياهپزشكان از بين دانشجويان فعال و فارغ التحصيلان در تمامي گرايش هاي كشاورزي عضو مي پذيرد:

·        ارائه خدمات اطلاع رساني در زمينه هاي علمي- فرهنگي- پژوهشي به اعضا

·        چاپ مقالات شما در ماهنامه شركت به صورت افتخاري

·        ارسال ماهنامه شركت براي اعضا به طور رايگان

·        معرفي تازه هاي كشاورزي و گياهپزشكي

·        معرفي افراد با تجربه و جوانان ساعي و با استعداد

·        پل ارتباطي بين بازار كار و يافته هاي علمي

·        شركت اعضاي فعال در پروژه هاي جاري

·        تجاري سازي طرح هاي قابل اجراي اعضا

·        اطلاع رساني  محصولات جديد توليد شده و اخبار تازه شركت به اعضا

·        ساخت و توليد نرم افزار هاي پيشنهادي اعضا با ثبت محصول به نام شما به عنوان كارشناس فني

·        و ........

شرايط و مدارك لازم جهت عضويت:

·   گواهي اشتغال به تحصيل براي دانشجويان با ذكر تعداد واحد هاي پاس شده تا  ترم جاري و گواهي پايان تحصيلات براي فارغ التحصيلان

·        يك برگ كپي شناسنامه

·        دوقطعه عكس رنگي 4×3

·        مبلغ 2500 تومان جهت حق عضويت سالانه و صدور كارت

علاقه مندان مي توانند جهت عضويت مدارك خود را به همراه وجه ثبت نام به آدرس شركت پست پيشتاز نمايند، يا در صورت تمايل پس از هماهنگي تلفني به دفتر شركت مراجعه نمايند.

آدرس وب سایت:       http://www.giahpezeshkan.com/

و گاه چه زود دیر می شود!

 

 

آخرین طبقه بندی ویروس های گیاهی

آخرین طبقه بندی ویروس های گیاهی

به قول مهندس پروین و تایید استادشون خانم  دکتر فرزادفر این آخرین طبقه بندی ویروس های گیاهی یه که منتشرشده. البته هر سه سال منتشرمیشه . که فکرکنم سپتامبر آینده آخرین طبقه بندی دباره

منتشرمیشه.                    

شما می تونید نسخه pdf آخرین طبقه بندی ویروس های گیاهی رو از اينجا دريافت كنيد.

                        آخرین طبقه بندی ویروس های گیاهی. . 

 

شناسایی و مهار گیاه هرز پیچک صحرایی

شناسایی و مهار گیاه هرز پیچک صحرایی

بخش نخست (شناسایی)

  

گرد آورنده:

احسان اله زیدعلی. دانشجوی کارشناسی ارشد شناسایی و مبارزه با

علف های هرز دانشگاه فردوسی مشهد

 

 نام فارسی: پیچک صحرایی، آلوشک، لولا، لبلاب، ویولا

نام علمی: Convolvulus arvensis L.

نام انگلیسی: Field bind weed, Creeping jenny

                              

  

 

پیچک صحرایی یکی از ده گیاه هرز مهم و مسأله ساز دنیا می باشد و از گیاهان هرز خسارت زای باغات، مزارع گندم و محصولات تابستانه به شمار می رود (1و15). به طور کلی گیاه هرزی اجباری است و بصورت وحشی یافت نمی شود (7). این گیاه چند ساله خزنده و بومی اروپا و غرب آسیا است و گسترش آن در مناطق گرمسیری و معتدل می باشد. تراکم بالای آن عملکرد محصول را تا 60-50% کاهش می دهد. علاوه بر آن با پیچیدن به دور غلات دانه ریز سبب ایجاد مشکل در امر برداشت آنها می شود (14،3،1و15).

پیچک به سرما و یخبندان مقاوم است ولی دمای 8- تا 10- درجه سانتیگراد ساقه های هوایی آنرا از بین خواهد برد (1). پیچک صحرایی گاهی با پیچک هفت بند[1][1][1][1] اشتباه می شود. اگر چه پیچک هفت بند یکساله و کوچکتر است و گلهای آن سبز مایل به سفید می باشند (سبز روشن). علاوه بر آن در قاعده هر برگچه، یک غلاف غشایی یا اوکرا[2][2][2][2] نیز دارد (14و18). ثابت شده که پیچک صحرایی روی ذرت و نیشکر اثر دگرآسیبی[3][3][3][3] دارد (12).

پیچک صحرایی کاربرد پزسکی هم دارد؛ از عصاره آن برای حفاظت از بدن از طریق تحریک رشد رگهای خونی در بافت های آسیب دیده استفاده می شود. این عصاره در شکل تجاری به شکل کپسول فرموله می شود (16).

 

ادامه مقاله ..

 

بخش دوم (مهار)

گرد آورنده: احسان اله زیدعلی. دانشجوی کارشناسی ارشد شناسایی و مبارزه با

علف های هرز دانشگاه فردوسی مشهد

 

 

از آنجا که پیچک علاوه بر بذر دارای ریشه ها و ریزوم های حاوی جوانه های متعدد با مواد اندوخته ای فراوانی است که قدرت تکثیر آنرا افزایش می دهد، مشکل آن براحتی قابل حل نمی باشد. خسارت آن در شرایط خشکی و نیز در اراضی دیم بیشتر از شرایط فاریاب است؛ دلیل این موضوع اینست که پیچک هم سیستم ریشه ای قوی و گسترده ای دارد و هم اینکه در شرایط رطوبت نسبی کم، حساسیت کمتری به علف کش ها دارد. مهمترین راه مهار و کاستن از مشکلات این گیاه هرز روش پیشگیری می باشد؛

ادامه مقاله ..


 

تکنیک عقیم سازی حشرات

تکنیک عقیم سازی حشرات

 

Sterile Insect Technique

 

 

بخشی از پایانامه کارشناسی آقای عادل خشاوه

دانشجوی کارشناسی ارشد حشره شناسی دانشگاه ارومیه(دانشجوی سابق کارشناسی دانشگاه شاهد)

 

                           

 

1- تاریخچه SIT

2- فرضیات و روش های آماری                           

3- استراتژی های SIT

4- مزایا ومحدودیت های

5- فهرست منابع

 

تاریخچه :

کشف ونظم در علوم متعددی مثل بیولوژی، شیمی، پرتودهی، رفتار شناسی حیوانات، بیولوژی سلولی و مولوکولی، ژنتیک و حشره شناسی موجب شد که با اشتراک آنها، بشر ایده های مورد علاقه و رایج خود را در مورد کنترل  حشرات آفت به کار ببرد . در سال 1985 W.K.Rntgen کشف خود یعنی اشعه ایکس را مشاهده و گزارش کرد. در سال 1903 اثر بعضی از اشعه ها از جمله رادیوم روی سیستم تولید مثلی ورشد حشرات به وسیلهC.Bohn  وA.Runner گزارش شد . در سال 1916یافت شد که میزان دز پایین اشعه ایکس ظرفیت تولید مثلی در سوسک سیگار (Lasioderma  sericorne) را کاهش می دهد در حالی که دز بالا آن را می کشد . در سال 1926 H.J.Muller ثابت کرد که پرتو دهی با اشعه    ایکس تغییراتی را در قابلیت توارثی  مگس سـرکـهDrosophila) melanogaster) باعث خواهد شد . در ادامه جهش های مهم کشنده نیز به عنوان یکی از انواع متوالی جهش های القایی یافت شد . عقیمی جزئی نرها به وسیله اشعه ایکس نیز در بررسی های Muller به اثبات رسید .

در این دوره ایالات متحده آمریکا با یک مشکل بزرگ روبرو بود و آن مسئله مگس دام بود . این آفت سالانه در جنوب غربی ایالت متحده 20 میلیون دلارو در جنوب شرقی ایالات متحده 50 تا 100 میلیون دلار به گله داران خسارت وارد می کرد . در طول سال 1935 یک شیوع شدید گزارش شد که به موجب آن 1200000 مورد آز آلودگی حیوانات و 55 مورد از آلودگی انسان اتفاق افتاده بود .

E.F.Knipling یکی از بزرگترین حشره شناسان وقت آمریکا همزمان مشغول بررسی مشکلات مگس دام و پیدا کردن راه حلی برای این مشکل بود . با توجه به تحقیقات انجام شده در اوایل قرن بیستم مبنی بر اثر بعضی پرتوها روی قابلیت باروری و توارث حشرات، در سال 1937Knipling  تصور کرد که راه کنترل حشراتی مثل مگس دام، اختلال در فرایند های طبیعی تولید مثلی به وسیله مکانیسم های شیمیایی و فیزیکی است. بنابراین ایده عقیمی حشرات بخصوص جنس نر را ارائه داد .

 او دلیل آورد که اگر مگس نر بتواند در تعداد زیادی تولید بشوند، عقیم شوند و به محیط رها شوند آنها ممکن است نرهای وحشی را از رقابت خارج کنند . بر اساس یک سری احتمالات پایه ای ساده، نرهای وحشی بارور با ماده های وحشی بارور جفت گیری می کنند. از آنجایی که در مطالعات قبلی ثابت شده بود که ماده مگس دام فقط یک بار جفت گیری می کند آنهایی که با نرهای عقیم جفت گیری می کنند تخم های غیر بارور گذاشته و بنابراین نمی توانند نسلی تولید کنند(اثر مشابهی در آمیزش متقابل خواهد داشت ) .

ماده های گونه های زیادی از حشرات وجود دارند مانند ماده مگس دام که در هر سیکل زندگیشان فقط یک بار جفت گیری می کنند و این به جنس نر بستگی دارد ، به این شکل که جنس نر این حشرات هنگام جفت گیری مقداری از ترشحات غدد ضمیمه تناسلی خود را وارد اندام تناسلی جنس ماده می کنند . این ترشحات در رفتار جفت گیری حشرات ماده تاثیر گذاشته و از جفت گیری مجدد آنها ممانعت میکند .

Knipling   بیان کرد اگر تعداد کافی از نرهای عقیم بتواند در جمعیت های وحشی رها شوند (10 تا 100برابر جمعیت طبیعی ) جمعیت مگس دام ضرورتا حذف گردیده و به سمت خاموشی پیش می رود . او وقت زیادی را صرف این ایده کرد و به زودی شروع به توسعه روش های آماری ساده در جمعیت مگس دام فعال و پویا کرد . این روش ها او را متقاعد کرد که مفهوم حشرات عقیم بر اساس قانون احتمالات می تواند عملی بشود  اگر این روش ها بتواند برای عقیم کردن نرها و تولید انبوه مگس به میزان کافی توسعه یابند تا بتوانند نر های بارور را در مزرعه بعد از رها سازی از رقابت خارج کنند.

در سال 1946 Knipling مسئول بخش تحقیقات اثر حشرات روی محیط زیست و انسان در وزارت کشاورزی ایالات متحده(USDA) شد.همزمان با او دانشمند دیگری به نام Bushland در تگزاس مشغول مطالعاتی بر روی مگس دام و مشکلات ناشی ازآن بود . این دو، ارتباطات خود را به شکل متوالی برای تغییراتی در ایده اولیه و راه حل هایی برای برطرف سازی مشکلات این روش ادامه دادند .

در ژانویه 1950 درنشریه American Scientist پروفسور H.J Muller از دانشگاه Indiana در Bloomington گزارش داد که مگس های میوه میتوانند در اثر قرار گرفتن در معرض اشعه ایکس عقیم شوند . این گزارش Knipling و Bushland را هیجان زده کرد و آنها تصمیم گرفتند تا تلاش کنند که این مراحل را روی مگس دام به اجرا بگذارند . آزمایشگاه Bushland امکانات کافی را برای اجرای این کار نداشت، او همچنین سرمایه لازم برای خرید امکانا ت را نیز در اختیار نداشت . اما او شخصی نبود که مایوس شود . Bushland حشرات را به صورت قاچاقی به یک آزمایشگاه اشعه ایکس در یک بیمارستان نظامی در سن آنتونیو جایی که او با بعضی از اعضای آن دوست بود می فرستاد . در آن روزها بخش اشعه ایکس زیاد شلوغ نبود بنابراین او قادر بود که از امکانات آنجا استفاده بکند. او دزهای متفاوتی از اشعه ایکس را روی مراحل حشرات بالغ، لارو و شفیره مگس دام تست کرد . او کشف کرد که مگس های دامی که در مرحله شفیرگی در معرض دز مناسب از اشعه ایکس قرار گرفتند، نه تنها بقا یافتند و به حشرات بالغ کاملا سالم تبدیل شدند از نظر جنسی نیز عقیم بودند و این یک موفقیت بزرگ بود.

بخشی از مشکل حل شده بود که همان عقیمی مگس دام بود بدون اینکه هیچ اثری روی آنها و رقابتشان با نرهای وحشی در جفت گیری با ماده ها ایجاد کند . بخش دیگری از مشکل این بود که " چگونه می توان شمار زیادی از مگس دام را تولید کرد و چه تعداد مورد نیاز خواهد بود؟ " تا اغلب جمعیت های مزرعه را در مناطق وسیعی نابود کرد . Bushland مشکلات را با توسعه مدل هایی برای تولید انبوه حشرات و پیشرفت تکنولوژی عقیم سازی دنبال کرد در حالی که Knipling کارش را در مدل های آماری برای پاسخ به این سئوالات که چه تعداد مگس مورد نیاز خواهد ( با رهاسازی نرهای عقیم در قفس های صحرایی) تا بدست آوردن موفقیت کامل ادامه داد .

در سال 1954 Knipling فرصتی یافت تا تئوری اش را تست کند وقتی که دولت هلند از USDA برای کنترل مگس دام کمک خواست که عده زیادی از بزها و گاوهای شیرده را در جزیره Curacao در ونزوئلا کشته بود .

از طریق یک بارآوری ساده در فلوریدا 170000 مگس در یک هفته تولید شد که با استفاده از منبع پرتودهی گاما عقیم و به جزیره اتنقال و رهاسازی شدند . به زودی تعداد مگس های وحشی کاهش یافت و بعد از چندین ماه و در حدود سه نسل از جمعیت، مگس ها در جزیره ریشه کن شدند . جمع آوری توده های تخم در طی رها سازی حشرات عقیم نشان داد که میزان عقیمی 69 درصد بعد از یک هفته، 79 درصد بعد از چهار هفته، 88 درصد بعد از شش هفته و100 درصد بعد از هفت هفته بود .این نتایج با تئوری هایی که از قبل محاسبه شده بود بسیار نزدیک بود . از سال 1954 آلودگی در منطقه در حد قابل توجهی نبود .

این نمایش موفقیت آمیز روشهای رها سازی حشرات عقیم نه تنها Knipling  و Bushland را هیجان زده کرد بلکه گله داران را نیز در مناطق آلوده ایالات متحده بسیار خوشحال کرد و یک اعتبار بزرگی به کار آنها بخشید .

این روش کنترلی بی مانند حشرات اکنون به عنوان تکنیک عقیمی حشرات (Sterile Insect Technique) یـــا روش رهـا ســــازی حـــشـرات عـقـیـم   Sterile Insect Release Method) ) شناخته شده است . SIT  به عنوان یک روش بینهایت موفق در کنترل مگس دام شناخته شد و منجر به بررسی اثر پرتو دهی روی قابلیت توارث تعداد زیادی از حشرات دیگر با خسارت اقتصادی قابل توجه شده است.

     فرضیات و روش های آماری:

      جهت دسترسی به این بخش  با ما تماس بگیرید

استراتژی های SIT

روش SIT که در حال حاضر برای استفاده موفق از اصول نر عقیمی به کار می رود(Bortlett1990 ) تغییرات مهمی را از زمان فرمولاسیون اصلی Knipling نیافت و تلاش هایی که در طول این دوره صورت گرفت بیشتر به منظور سرعت بخشیدن به مراحل برنامه و نیز آسان سازی مشکلات بوده است . اصول کلی این تکنیک عبارتند از:

 1- تکنیک هایی که تولید مقدار زیادی از حشرات را با کیفیت عالی ممکن

سازد. ( ( Rearing  Component  

                                                       

2- تکنیک هایی که عقیم کردن شمار زیادی از حشرات رابا دقت ممکن سازد. (Treatment  Component)

3- حشرات قابل رقابت که به طور منطقی بتوانند بعد از عقیم سازی و رها شدن در بین جمعیت وحشی بقا یابند.(Competitiveness  Component )

4- سیستم های اقتصادی مناسب برای رهاسازی حشرات عقیم در مناطق مورد نظر وجود داشته باشد . (Release  Component )

5- زمان رها سازی باید با دوره حد اکثر تولید مثل هدف مورد نظر مطابقت داشته باشد.

6- تعداد کافی از حشرات عقیم شده باید رها شوند تا بر جمعیت طبیعی غلبه کنند.

7- یک جمعیت بسته و یک منطقه ایزوله تا از مهاجرت احتمالی افراد وحشی بارور به داخل جمعیت جلوگیری کند.(Reinfestation Component ) 

8-ابزاری که جمعیت حشرات بومی را قبل وبعد از رهاسازی حشرات عقیم به درستی ارزیابی کند . (Evaluation Component )

نکته قابل توجه در مورد برنامه SIT این است که Knipling یک محاسبات آماری و ریاضی از پتانسیل تکنیک عقیم سازی حشرات قبل از سال 1937 فراهم کرد و در حدود 13 سال (اواسط 1950) به طول انجامید تا او امتحانات اولیه را به اجرا بگذارد . او در خلال این مدت مشغول توسعه و تحول در روش های آماری و فرضیات خود بود . همچنین او در این مدت فرصت مناسبی برای اجرای ایده های خود نیافت بنابراین به انتظار نشست.

مزایا ومحدودیت های SIT

 

این روش کنترلی نیز مانند هرروش کنترلی دیگردارای مزایا و معایبی می باشد .

محدودیت های آن عبارتند از:

1- بسیاری از حشرات در اثر تابش اشعه در دزهای پایین باروری خود را حفظ کرده وعقیم نمی شوند . بدیهی است تابش در مقادیر بالاتر باعث مرگ آنها می گردد .

2- بسیاری از حشرات را نمی توان در شرایط آزمایشگاهی وروی غذای مصنوعی به تعداد زیاد پرورش داد .

3- شرایط جغرافیایی واکولوژیکی محل های زندگی بسیاری از حشرات، مانع استفاده از این روش در مبارزه با آنها می شود . به عنوان مثال برخی از حشرات دارای گسترش جغرافیایی بسیار وسیعی می باشند ودر نتیجه رهاسازی نرهای عقیم در این قبیل نواحی عملا غیر ممکن می گردد .

4- این روش مبارزه ازتنها روش هایی است که می تواند یک گونه حشره آفت را تا مرز نابودی 100 درصد پیش ببرد و این نکته از نظر علم اکولوژی غیر قابل قبول است چون این علم نابودی یک گونه جانوری در طبیعت را باعث اختلال در اکوسیستم می دانند .

مهمترین مزایای SIT عبارتند از:

1- SIT یک روش منطقی وامن محیطی است که تکنولوژی هسته ای راه به عنوان ابزاری برای کنترل آفات در نظر می گیرد .

2- SIT وقتی از دیگر روش های کنترلی پیشی می گیرد که می تواند با ارائه یک فرمول نهایی میزان جمعیت آفت وخسارت ناشی از آن را به حد صفر برساند. فقط ترکیبی از چندین روش کنترلی در مدیریت تلفیقی آفات می تواند به کاهش اساسی یا ریشه کنی آفات منجر شود .

3- SIT به عنوان یک روش دوست دار محیط شناخته شده است  زیرا هیچ گونه آلودگی در محیط زیسته ایجاد نکرده وتاثیری روی دشمنان طبیعی آفت وسایر حشرات غیر هدف ندارند .

4- عامل تنوع و توسعه کشاورزی در بخش های زیادی از جهان می شود.

 

معرفی سایت های مفید :

 

معرفی سایت های مفید :

 1. شناسایی(علایم شناسی) بیماری های گیاهی :

 سایتی با تصاویر از بیماری های گیاهی به تفکیک میزبان . بافت گیاهی مورد حمله ...    

۲- کنترل تلفیقی آفات :

                              IPM 

                                                       

گل جاليز :

 گل جاليز :

 Orobanche aegyptiaca

    نویسنده : نيره صالح نيا كارشناس گياهپزشكي

 

          

     حضور گل جاليز ( orobanche sp.) در بيشتر از 80 كشور جهان و 16 ميليون    هكتار ازاراضي كشاورزي دنيا به اثبات رسيده است. گل جاليز به عنوان يكي از عوامل محدود كننده كشت برخي گياهان زراعي در بسياري نقاط مطرح مي باشد.شدت آلودگي اين انگل در ايران به گونه اي است كه در برخي موارد زارعين زمين مورد كشت را رها مي سازد.به دليل بيو لوژي خاص گل جاليز و بر خلاف ساير علفهاي هرز، مشاهده ي آن در سطح خاك هنگامي است كه خسارت عمده اي به گياه ميزبان وارد شده است، از اين رو كنترل آن راهكارهاي ويژه اي را مي طلبد. علاوه بر اين دامنه ي ميزباني گلجاليز وسيع بوده و در يك برنامه كنترل بايد ميزبانهاي متنوعي مورد ارزيابي قرار گيرند

گل جاليز لز جمله گياهان  انگلی می باشدكه بذر ان  بيش از 10 سال می تواند در خاک بماند . بذر گل جاليز هنگامی که در کنار ريشه گياه ميزبان قرار می گيرد توسط ترشحات ريشه گياه ميزبان تحريک می شود و جوانه می زند و سپس اندام مکنده خود را در ريشه گياه ميزبان فرو می برد و از مواد غذايی آن استفاده می کند . گونه هاي اين گياه انگل از ديدگاه تغذيه نوعي انگل مطلق هستند كه به دليل ناتواني در جذب آب و املاح (به علت فقدان سيستم ريشه اي) و ناتواني در تامين انرژي و مواد آلي مورد نياز خود(به علت فقدان كلروفيل وبرگ ونداشتن فرآيند فتوسنتز) به ناچار كاملاً به گياهان عالي ميزبان خود وابسته اند.

اهميت و خسارت پنهان اين انگل به انواع گياهان جاليزي، سبزي وصيفي جات وحتي برخي باغات، بسيار قابل توجه وگاهي جبران ناپذير است به نحوي كه در تراكم هاي زياد(در برخي موارد تا80 پايه در يك متر مربع) موجب ضعف شديد گياه ميزبان وكاهش كمي وكيفي عملكرد ومحصول خواهد گرديد. از جمله گياهان زراعي وباغي ميزبان گل جاليز، انواع سبزي و صيفي مانند گوجه فرنگي،‌بادمجان، پياز، هندوانه، خيار وغيره مي باشند. نكته بسيار مهم در كنترل گل جاليز، مشابهت با گياهان عالي ميزبان مي باشد كه از اين طريق امكان مبارزه شيميايي را بسيار مشكل و در مواردي غير ممكن مي سازد زيرا ارتباط تنگا تنگ زيستي، موجب مي شود كه كاربرد تركيبات شيميايي علف كش براي كنترل گل جاليز بسيار محدود گردد.

تا كنون بيش از ده گونه از اين انگل گلدار در ايران شناسايي وخسارت زايي آنها در مزرعه وبرخي از باغات به اثبات رسيده است كه مهمترين و متداول ترين آنها گونه هاي زير مي باشند:
الف- گل جاليز مصري(چند شاخه)

گل جاليز مصري داراي گلهايي بنفش تا آبي تيره رنگ و پايه هاي كوتاه با انشعابات فراوان وچند شاخه است و بيشتر در مزارع گوجه فرنگي و تنباكو يافت مي شود.

                   هجوم یکی از قارچهای خاکزی به گل آذین گل جالیز مصری

ب-گل جاليز سرنوا( تك شاخه)

داراي پايه هاي منفرد وتك شاخه بلند( به طور متوسط 30 سانتيمتر) وگلهايي سفيد تا صورتي رنگ كه معمولاً در مزارع بادمجان وپياز و گوجه فرنگي مشاهده مي شود. شناسايي و رده بندي گونه هاي گل جاليز بر اساس نحوه توليد گل، رنگ براكته هاي گل، ارتفاع ساقه ها(پايه ها) و تعداد آنها (منشعب يا منفرد) و برخي ويژگيهاي اختصاصي مانند نوع ميزبان و خصوصيات بذر انجام مي شود.           

  روشهاي كنترل گل جاليز به منظور دستيابي به كمترين خسارت حاصل از گونه هاي گل جاليز به روش هاي زير قابل ارائه مي باشد:

1- بهبود حاصلخيزي خاك به منظور تقويت غذايي گياه ميزبان.

2-كاربرد كود آلي (حيواني) كاملاً پوسيده و عاري از بذر گل جاليز وساير علفهاي هرز. خسارت گل جاليز در خاكهاي ضعيف كمتر است و مصرف كود مرغي يا شيميايي به خصوص ازت تاثير مثبت در كاهش اين انگل دارد. زيرا ازت مستقيما روي جوانه زدن بذر گل جاليز و نه از طريق تاثير روي ميزبان تاثير مي گذارد.

 

3-كاشت زود هنگام گياه ميزبان به منظور استقرارسريع ومناسب آن.

4-با توجه به اينكه بذر جاليز بسيار ريز (حدود 3/0 ميليمتر) مي باشد وانتقال آن توسط باد، آب پرندگان وساير جانوران به راحتي انجام مي گيرد بايستي به هر نحو ممكن از انتقال ويا انتشار آن در مزرعه ويا سطح منطقه پيشگيري نمود.

5-بذر گل جاليز به وسيله پوشش نسبتاً سختي پوشيده شده وشرايط بسيار سخت محيطي واقليمي نظير گرما، سرما، خشكي وغيره را به خوبي تحمل مي نمايد بنابراين دوره پاياني آن در خاك حتي در صورت عدم حضور ميزبان بسيار طولاني مي باشد. در صورت امكان انجام تناوب يا گردش زراعي با گياهان غير ميزبان مي بايست طولاني مدت وبيش از 4 سال باشد . معمولاً گياهاني از تيره غلات مي توانند براي انجام تناوب مناسب باشند.

6- بذر گل جاليز فقط در صورت وجود ترشحات تحريك كننده ريشه ميزبان جوانه مي زند، پس لازم است دور آبياري را كوتاه مدت با مقدار آب ضروري و مورد نياز گياه ميزبان تنظيم واعمال گردد. در صورت وجود آب روان با فواصل زماني كمتر(دور آبياري كوتاه) ترشحات ريشه ميزبان به سادگي و با سرعت از محيط اطراف ريشه شسته مي شوند ودر نتيجه تحريك بذر گل جاليز براي جوانه زني كمتر مي گردد. البته بايستي اين نكته مهم را در نظر داشت كه در هر بار آبياري هم نياز آبي ميزبان تامين مي گردد وهم اينكه بايستي مواظب بود كه آ ب آزاد فراوان وبيش از حد موجب آلودگي ريشه طوقه ميزبان به ساير عوامل بيماريزاي خاكزي مانند قارچ ها نگردد.

7-بذر گل جاليز فقط در صورتي مي تواند جوانه بزند كه ريشه ميزبان زنده در كنار آن باشد زيرا ريشه ميزبان در حالت طبيعي ترشحات تحريك كننده اي دارد كه باعث مي شود بذر گل جاليز جوانه بزند. در چند سال گذشته اين ترشحات ريشه ميزبان به صورت مصنوعي در آزمايشگاه ساخته شده است. اگر اين مواد مصنوعي در خاك زراعي محلول پاشي گردد، گل جاليز حتي بدون حضور گياه ميزبان جوانه مي زند وچون ميزبان وجود ندارد وگل جاليز از نظر تغذيه كاملاً وابسته به گياه ميزبان مي باشد از گرسنگي خواهد مرد.

8-ضد عفوني خاك بستر در سطوحي مانند خزانه ها و گلخانه ها يا شاسي ها به وسيله سموم گازي قابل توصيه مي باشد كه اين عمل چند هفته پيش ازكاشت گياهان ميزبان بايستي انجام وسپس تهويه خاك گردد.

9- يكي ديگر از روشهاي كنترل گل جاليز با هدف پيشگيري از توليد وانتشار بذر آن قطع كردن يا بريدن پايه ها از محل زير محور گل آذين مي باشد. بايد دقت نمود كه در صورت كشيدن و بيرون آوردن پايه اي مسن گل جاليز، چندين پايه جوان وجوانه هاي تازه گل آن كه در زير خاك قرار دارند به شدت تحريك به رشد مي شوند وهمگي با جمعيت وتراكمي بيش از پيش به يكباره فعال مي شوند و مشكل چند برابر خواهد شد. ضمن اينكه پايه ها و گل آذينهاي گل جاليز حتماً بايستي پيش از اينكه توليد بذر نمايند قطع شوند وهرگز نبايد در سطح مزرعه رها گردند بلكه بايستي حتماً در خارج از مزرعه جمع آوري وپس از خشك شدن سوزانده شوند تا از پراكندگي بذرها جلوگيري شود.

10- مبارزه زراعی با اين انگل به اين صورت است که قبل از کشت گياه اصلی گياهان ميزبان ديگری را به عنوان گياه تله در زمين می کاريم که عمدتا از آفتاب گردان و خردل استفاده می شود و هنگامی که گلهای جاليز نيز با اين گياهان رشد کردند زمين را شخم ميزنيم به اين ترتيب تعداد زيادی از گلهای جاليز از بين ميروند و بعد اقدام به کشت اصلی می کنيم .عمل شخم را بايد قبل از بذر دادن گلهای جاليز انجام بدهيم .

11-تعدادي از قارچهاي خاكزي وهوازي اخيراً به عنوان عوامل كنترل كننده طبيعي گل جاليز در جهان وايران شناسايي شده اند در دو ساله اخير ماده اي بيولوژيك به نام اوروسايد در ايران توليد شده كه ايزوله اي از قارچ فوزاريوم Fusarium oxyspurum مي باشد ودر حال حاضر با توجه به امتحاني كه اين ماده بيولوژيك پس داده است بهترين ، كارامدترين ، بي خطرترين و مؤثرترين روش براي مبارزه با اين گياه انگل ميباشد

اساساً رعايت نكات ذكر شده مانند رعايت تناوب زراعي، بهداشت زراعي، عدم اجازه عبور ومرور بيش از حد در مزرعه ، استفاده از كود آلي كاملاً پوسيده تغذيه وتقويت غذايي گياهان و آبياري مناسب همگي براي كنترل و مديريت بسياري از عوامل زيان آور مانند انواع آفات، بيماريها وعلفهاي هرز جزء توصيه هاي عمومي و اوليه مي باشند.

 

 

 

گل جالیز

گل جالیز

 

                                  Orobanche artemisiae-campestris Oxtongue broomrape

مقدمه و اهمیت :


گل جالیز انگل مطلق ریشه گیاهان دو لپه بوده و به دلیل فقدان برگ و کلروفیل با جذب آب و مواد غذایی از گیاه میزبان سبب کاهش رشد عملکرد پژمردگی و در نهایت مرگ ان میشود.کاهش عملکرد بسته به شدت حمله این انگل به میزبان بین 5 تا 100 درصد می باشد و در برخی موارد زارعین به دلیل شدت الودگی زمین کشت شده را رها می کنند . دامنه میزبانی این انگل ئر بین گیاهان دو لپه وسیع بوده در این خصوص می توان به آفتابگردان، گلرنگ، بادمجان، گوجه فرنگی، توتون ،عدس، باقلا، نخود، کلزا و هویج به گیاه میزبان وارد نموده و علوه بر این ارتباط مستحکم مورفولوژیکی _ فیزیولوژیکی نیز بین انگل و میزبان سبب شده که روش های کنترل این انگل مشکل شود از این رو باید به دنبال راهکار های ویژه ای بود 0



جایگاه گل جالیز در رده بندی گیاهی :


Go to fullsize image


گیاهان انگل گلدارمتجاوز از 300 گونه گیاهی بوده و درون 8راسته 17 تیره و 186 جنس قرار دارند .
دو تیره گل جالیز و تیره گل میمون مهمترین علفهای هرز انگل ریشه ای ،یعنی گل جالیز و استریگا را در خود جای داده اند (56و62).تیره گل جالیز دارای 14 جنس میباشد که مهمترین ان ها از لحاظ خسارت به گیاهان زراعی ،جنس گل جالیز محسوب میشود .تیره مذکور دارای حدود 150 گونه می باشد و گونه ها یی که بیشترین خسارت را به محصولات کشاورزی وارد می کنند عبارت اند (69 و 70): 36 گونه گل جالیز در ایران موجود می باشد که اسامی ان ها در جدول یک ذکر شده است (129). در بین گونه های موجود در ایران خسارات قابل توجهی را در نقاط مختلف کشور به محصولات زراعی ،سبزیجات ،صیفی جات و درختان میوه وارد میکنند و . در اغلب مناطق ایران پراکنده میباشد .شکل یک نشان دهنده برخی از گونه های گل جالیز می باشد که در مناطق مختلف دنیا بر روی میزبان های متنوعی زندگی میکنند .

   از نظرات شما:

چهارشنبه 15 شهريور1385 ساعت: 9:58 توسط:نیره صالحنیا
مطلب شما در مورد گل جالیز را خواندم بد نیست در پایان این مطلب به علفکش بیولوژیک اوروساید که ایزوله ای از قارچ fusarium oxysporum و اختصاصي گل جاليز مي باشد اشاره گردد




پروتئین های حشره کشB.t و نحوه ی عمل آنها

پروتئین های حشره کشB.t و نحوه ی عمل آنها

مقدمه :

 Bacillus thuringiensis   یک باکتری بیماری زا در حشرات است که عنصر فعال برخی حشره کش ها را تشکیل می دهد.

 این باکتری گرم مثبت و خاکزی به عرض 1.2-1 و طول 4-3  میکرون با اسپور نیمه انتهایی و بیضی شکل می باشد . این باکتری همزمان با تشکیل اسپور در داخل اسپورانژیوم تولید بلور های سمی (Cry=crystal) می کند . گونه ی B.thuringiensis  متعلق به خانواده Bacillaceae  می باشد .

 این باکتری برای رشد به نور نیاز ندارد و از سلسله Prokaryotes   می باشد (Bergg ، 1974( . این باکتری در بسیاری از محیط های کشت ساده ی آزمایشگاهی مانند محلول آبگوشت (Nutrient broth ) در شرایط هوازی ودر دمای بین 15 تا 40 درجه سانتی گراد ( اپتیمم 30 درجه سانتی گراد  ) به راحتی رشد می کند .

 

                                         producent toxinu


 


این باکتری چندین توکسین تولید می کند که شامل :


 


1- آلفا اگزو توکسین : این سم علاوه بر حشرات برای موش و دیگر مهره داران سمی می باشد


2- بتا اگزوتوکسین : در برخی نژاد های این باکتری تولید شده وبر روی پستانداران عوارض عمده ای دارد.


3- گاما اگزو توکسین : این توکسین برای حشرات سمی نمی باشد .


4- دلتا اندو توکسین (Delta-endotoxin): در مرحله مرگ باکتری و تشکیل اسپور تشکیل می شود.

 

endotoxin

 


توکسین های آلفا اگزوتوکسین و بتا اگزوتوکسین علاوه بر حشرات، برای پستانداران مضر بوده و در نتیجه،امروزه از زیر گونه های Bacillus thuringiensis  که این دو توکسین  را تولید می کنند ،  استفاده نمی شود . سومین توکسین  نیز به دلیل عدم سمیت برای حشرات استفاده نمی شود .


 امروزه در فراورده های تجاری B.t  از استرین هایی از باکتری، که دلتا اندو توکسین تولید می نمایند ، استفاده می شود . 


 امروزه از B.t  به دو طریق استفاده می شود :


 1- تولید سموم میکروبی حشره کش : فرآورده های تجاری B.t  به عنوان حشره کش میکروبی به صورت گرد یا پودر های وتابل قابل تعلیق در آب ارائه می شود و امروزه جزء پر مصرف ترین عوامل کنترل میکروبی حشرات به شمار  می آید .

                             postřik spórami


 2 – تولید گیاهان B.t : این گیاهان حاوی ژن تولید کننده توکسین که از باکتری Bacillus thuringiensis بدست آمده است ، می باشد . این گیاهان خود قادر به تولید سم بوده و آفات حشره ای را که از این گیاهان تغذیه کنند ، از بین می روند . در این مطالعه ما به بررسی پروتئین های Cry   حشره کش و همچنین نحوه ی عمل آنها  می پردازیم .

aflatoxin


 


ساختار و چگونگی تاثیر پروتئین های حشره کش  B.t  :


 روده ی میانی عده ای از لارو ها ی  حشرات، مانند بال پولک داران و برخی از دو بالان و قاب بالان، دارای محیط قلیایی بسیار بالایی  است (PH= 10/2-10/15) ; در این شرایط(حداقل PH مورد نیاز8.9  می باشد)  ،کریستال های سمی حل شده و توکسین لازم به وسیله ی آنزیم های تجزیه کننده پروتئین آزاد می شود و فرم فعال توکسین تولید می شود .


 مطالعات بلورشناسی  پروتئین های Cry  نشان می دهد که این پروتئین دارای سه ناحیه ویژه می باشد . ناحیه I شامل هفت آلفا هلیکس که در فعل و انفعالات غشا و تشکیل منافذ نقش دارد ، ناحیه II از یک ستون سه گوش شامل سه بتا شیت که در اتصال سم به سلول های پوشش  روده نقش دارد و ناحیه III شامل دو  رشته ی آنتی پارالل بتا است که همانند ناحیه II در ثبات سم روی گیرنده و تنظیم کانال یونی  نقش دارد . در روده ی حشر اتی که دارای شرایط قلیایی می باشند، سیگما اندو توکسین  به فرم فعال خود یعنی دلتا اندو توکسین تبدیل شده و توسط ناحیه II  به سطح سلول های پوششی روده وصل شده و توسط ناحیه I  باعث ایجاد منافذی در غشای سلول شده که موجب اختلال یونی بین خون و روده می شود .


 گونه های آلوده شده می توانند دو نوع عکس العمل متفاوت نسبت به توکسین از خود نشان دهند . در اکثر موارد بعد از تغذیه ، فلج سریع دستگاه گوارش در مدت یک ساعت یا کمی بیش از آن اتفاق می افتد و در نتیجه حشره دچار مرگ می شود . بسیاری از حشرات تنها به وسیله ی  اثر کریستال سمی از بین می روند ، ولی در برخی موارد ، ترکیبی از اسپور و کریستال مورد نیا ز است و این ترکیب همیشه در فرمولاسیون ماده ی تجارتی سم ارائه می شود .


 


تصویر 1 – نحوه ی تاثیر توکسین در بدن لارو  حشرات


                                               

                                                        

 


 


 


 


 

 

تقسیم بندی پروتئین های Cry براساس خصوصیات حشره کشی و توالی اسیدهای آمینه آنها:


 


استرین های  bacillus thuringiensisدو نوع توکسین تولید می نمایند. نوع اصلی، توکسین های  Cry   (کریستالین ) می باشد که بوسیله ژن های Cry  کد می شود.نوع دوم توکسین Cyt  (سیتولیتیک) می باشد که فعالیت توکسین های  Cry را تکمیل کرده  و موجب بالا بردن تاثیر توکسین می شوند.


 


بیش از150 توکسین Cry  متفاوت تا کنون کلون شده است و برای سمیت روی گونه های حشرات مختلف آزمایش شده است . برای همسان سازی لیست در حال رشد توکسین ها ، آنها را با یک کد چهار حرفی بر اساس توالی اسید های آمینه و خصوصیات حشره کشی آنها تقسیم بندی می نمایند.


برای دستیابی fulltext می توانید به آدرس B.t مراجعه نمایید .


این مقاله در سمینار بیولوژی در اردیبهشت 85 در دانشگاه فردوسی مشهد  ارائه شد .


نویسندگان :


ولی اله مهدی زاده¹ ، صدر اله رمضانی²


1- دانشجوی کارشناسی گیاه پزشکی دانشگاه شاهد تهران  vmehdizadeh@gmail.com


 2                  2-دانشجوی کارشناسی باغبانی دانشگاه شاهد تهران     Ramezani_812000@yahoo.com


 

آميتراز (ميتاك )

آميتراز (ميتاك )

گروه شيميايي :دي أميدين

 ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي : اين سم خاصيت خورندگي ندارد و نسبت به گرما مقاوم است . به نظر ميرسد   كه اشعه ماورا بنفش , تاثير اندكي بر پايداري ان داشته باشد در صورتي كه اميتراز به مدت طولاني درشرايط مرطوب نگهداري شود به أرامي تجزيه خواهد شد .

 ماندگاري در محيط زيست :اميتراز در خاك داري تهويه مناسب به سرعت تجزيه مي شود . نيمه عمر ان يعني مدت زماني كه طول مي كشد تا ماده تجزيه شود و غلظت ان به نصف غلظت اوليه برسد كمتر از يك روز است. تجزيه در خاكهاي اسيدي سريعتراز خاكهاي قليايي و يا خنثي صورت مي گيرد . 

 سميتLD50= 600-800 mg/kg اميتراز براي زنبور عسل تقريبا بي ضرر است . 

 موراد مصرف : اميتراز يك حشره كش و كنه كش است كه براي كنترل كنه قرمز تار عنكبوتي , مينوز برگ و سپرداران به كارميرود . اين سم در پنبه عليه كرم غوزه پنبه , مگس سفيد و كرمهاي برگ خوار و در حيوانات براي كنترل ساس ,كنه ,شپش و ديگر افات حيواني به كار برده مي شود.

پادزهر: اميتراز پادزهر اختصاصي ندارد .

 

 

برخی علائم ویروس های گیاهی

 

برخی علائم ویروس های گیاهی با توجه به در خواست زمزم ( باتشکر از ارائه نظرتون )

تصویرشکستگی رنگ گل لاله ( streaked tulips or African violets)

تصویر نقش حلقوی ویروسی روی شمعدانی

تصویر علائم موزائیک روی برگ زغال اخته(Blueberry mosaic virus)

تصویر  Blueberry mosaic virus with multicolored patchy mottling on leaves.

 

علائم بیماری های فیزیولوژیک در سیب

تصاویر برخی از علائم بیماری های فیزیولوژیک در سیب:

بیماری های فیزیولوژیک سیب2

امیدوارم براتون مفید باشه . استفاده ببرید . حتماْ نظر بدید .

بيماريهای ناشی از پروکاريوتها

 

بيماريهای ناشی از پروکاريوتها

لینک زیرحاوی مطالبی مفیددر موردبيماريهای ناشی از پروکاريوتها  در قالب powerpoint می باشد.

 

بیماری های ناشی از پروکاریوت ها

علائم بيماری های فيزيولوژيک

سفيدك سطحي)

سفيدك سطحي)پودري= واقعي( سيب و گلابي

                                           Pear&Apple Powdery Mildew

هر جا كه سيب كشت مي شود اين بيماري نيز وجود دارد بويژه در خزانه هاي سيب در سراسر جهان بيماري مهمي محسوب مي گردد در ايالات متحده اين بيماري با ايجاد شبكة زنگاري (زبر و چوب پنبه ايRusseting) روي پوست ميوه موجب كاهش ارزش ميوه تا 50% مي شود.

علائم:

سفيدك سطحي سيب به قسمتهاي مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شكوفه ها و ميوه ها حمله مي كند.

علائم روي برگها بصورت لكه هاي خاكستري تا سفيد كثيف ظاهر مي شوند و اگر برگهاي جوان آلوده شوند دچار پيچ خوردگي و بد شكلي شده و نهايتاً خشك مي شوند. شكوفه هاي درخت بر اثر زمستانگذاراني قارچ در جوانه هاي زايشي زودتر از بقيه قسمتها آلوده مي شوند. در اثر آلودگي شكوفه ها ،‌گلبرگها چروكيده و كاسبرگها گوشتي و كلفت مي شوند و توانايي تشكيل ميوه را از دست مي دهند. كاسبرگها خيلي حساس هستند.ميسليومها كنيديوفورها و كنيديهاي قارچ روي سرشاخه ها منظرة سفيد رنگي را ايجاد مي كنند رشد اين شاخه ها متوقف شده و فواصل ميانگره ها كوتاه مي ماند و نهايتاً سرشاخه ها خشك مي شوند معمولاً روي سرشاخه ها فرم جنسي قارچ (كليستوتسيوم) تشكيل مي شود . ميوه ها نيز آلوده شده و حالت شبكة چوب پنبه اي در سطح ميوه ها (زنگار ميوه) بوجود مي آيد. در مورد گلابي هم پوشش سفيد ميوه تا اواسط تابستان روي ميوه باقي مي ماند و بعد اين پوشش محو مي شود و اثر آن بصورت لكه زنگاري(Russet) باقي مي ماند در خزانه ها قارچ به همة برگهاي در حال رشد حمله كرده و موجب كندي رشد قسمت هاي انتهايي شاخه ها مي شود .

عامل بيماري :

 روي سيب و گلابي قارچ زير است:

Te) Podosphaera leucotricha(Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)

An) Oidium farinosum (Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

كليستوتس P.leucotricha داراي زوائد دو شاخه اي شكل اند هر چند در اين گونه حالت دو شاخه اي به سختي ديده مي شود داخل كليسترتسيوم فقط يك آسك وجود دارد كه حاوي 8 آسكوسپور بيضوي است . اين قارچ هتروتاليك است.

كنيديهاي O.farinosum شفاف، تك سلولي و دو سر تخت و استوانه اي شكل اند و بصورت زنجيري روي كنيديوفور تشكيل مي شوند.

 

چرخة بيماري :

ريسه درون جوانه ها مهمترين بخش زمستانگذران قارچ مي باشد اين قارچ انگل اجباري است . اگر آسكوكارپ تشكيل گردد مي تواند موجب بقاء قارچ گردد ولي بنظر نمي رسد كليستوتسيوم در چرخة زندگي قارچ نقش داشته باشد و آسكوسپورهاي P.leucotricha موجب آلودگي نمي شوند در بهار به مجرد مناسب شدن شرايط محيطي ريسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و توليد كنيديوم مي كند كنيدي ها با باد پخش شده و موجب آلودگي اوليه مي شوند سپس از زخمها و لكه هاي جديد نيز كنيديوفورها توليد كنيديهاي جديد را كرده و موجب انتشار بيماري و آلودگي هاي ثانويه مي گردند. فعاليت قارچ در تابستان شديداً كاهش مي يابد ولي در اواخر تابستان و پائيز مجدداً فعال شده و با  انتشاركنيديها موجب آلودگي هاي جديد مي گردد، نهالهاي موجود در خزانه بعلت اينكه تا اواخر پائيز رشد مي كنند بسيار مستعد آلودگي هستند. البته برگهاي جوان درخت سيب فقط تا چند روز بعد از باز شدن به آلودگي حساس هستند و پس از آن آلودگي فقط در برگهايي ديده مي شود كه بطور مكانيكي صدمه ديده اند. كنيديها در سطح برگ وقتي رطوبت نسبي حدود 70% باشد به خوبي تندش مي كنند. اوج توليد و آزاد سازي اسپورها در ظهر انجام مي شود. قارچ در گسترة دمايي0C 32-4 فعاليت مي كند ولي بهينة دماي آن 0C20-16 است. اين بيماري در مناطق نيمه خشك به فراواني ديده مي شود ولي به ندرت در مناطق خشك ظاهر مي شود. از عوامل مهم و موثر در جوانه زدن كنيديها دما و رطوبت است هر چند نقش دما خيلي بيش تر از رطوبت است زيرا ميزان آب در داخل كنيديها بالا بوده و رطوبت تأثير كمتري در جوانه زني اسپور قارچ دارد. بعد از عفونت ميسليوم قارچ در جوانه هاي آلوده تا بهار سال بعد به حالت ركود باقي مي مانند و جوانه هاي انتهايي مهمترين مكان براي زمستانگذراني قارچ عامل بيماري هستند.

اگر آلودگي 3 هفته قبل تا 3 هفته بعد از مرحلة گلدهي صورت گيرد حالت زنگار روي ميوه هاي سيب و گلابي بوجود مي آيد.

 

 

مبارزه :

1- هرس شاخه ها و سرشاخه هاي آلوده: مي تواند موجب كاهش مايه تلقيح اوليه گردد. كاهش مايه تلقيح اوليه و حفاظت برگ، ميوه و جوانه از عفونت ثانويه در مبارزه با اين بيماري مهم است.

2-ارقام مقاوم: ارقام سيب با حساسيت كمتر عبارتند از : سيب زرد لبناني ، دليشز،گلدن دليشز، واين ساپ ، يورك ايمپريال ، نيتاني، لورد لمبورن.

ارقام گلابي مقاوم به سفيدكهاي سطحي عبارتند از :دوآنژو،لوئيزبون Louise Bonne

3-شيميايي: قارچكشهاي عليه سفيدكهاي حقيقي عبارتند از : گوگرد ، بنزيمدازول ها، ضد بيوسنتز ارگوسترول

 (Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپريمات ، پيرازوفوس،تري آديمفون، دينوكاپ (كاراتان).

قبل از پيدايش گلها ، مصرف سفيدك كشهاي بسيار مؤثر مثل تري آديمفون كه به شدت از توليد كنيدي جلوگيري مي كنند ضرورت ندارد. در اروپاي غربي به علت وجود هواي ملايم در زمستان و شرايط مناسب بيماري در بهار ،  درختان باغ را 15 بار با قارچكش ها سمپاشي مي كنند.

زمان سمپاشي:

الف)نوبت اول هنگام تورم جوانه ها كه ترجيحاً از سموم سيستميك استفاده مي شود . چون خنكي هوا مانع تسعيد گوگرد است و از طرفي ديگر سموم سيستميك روي آلودگي درون جوانه ها مؤثرند.

ب)نوبت دوم بعد از ريزش گلبرگها كه مي توان از گوگرد و تابل استفاده نمود همچنين كاراتان و ساير سموم سيستميك نيز قابل استفاده اند(بعضي ارقام سيب و گلابي به گوگرد حساسند و موجب گياهسوزي آنها مي شود كه بايستي دقت نمود).

ج) نوبت سوم : بستگي به شرايط جوي و ميزان پيشرفت بيماري دارد بيش از 3 نوبت هم ممكنست لازم به سمپاشي باشد. قارچ كشهاي باز دارندة بيوسنتز ارگوسترول زمانيكه بيماري هنوز شدت پيدا نكرده است بسيار موثرند.

 

 

 

پیچیدگی برگ هلو

پیچیدگی برگ هلو Peach Leaf Curl

                        

 

بيماری پيچيدگی برگ هلو که به فارسی بيماری لب شتری و يا بيماری باد سرخ هلو ناميده می شود ، اولين بار در اوايل قرن نوزدهم در اروپا شناخته شده است و در آمريکا نيز بيماری مزبور زودتر از ساير بيماری های هلو مشخص گرديده است و در سال 1845 از ايالات شرقی آمريکا و در سال 1855 از ايالت کاليفرنيا گزارش شده است . در ايران نيز احتمالاً بيماری از قديم الايام وجود داشته است ولی اولين گزارش کتبی مربوط به سال 1325 از اسفندياری می باشد . بيماری پيچيدگی برگ هلو با آنکه در بعضی از مناطق جهان به علت نا مساعد بودن شرايط محيطی وجود ندارد ولی خسارت آن در اروپا و قسمت هايی از چين ، افريقا ، استراليا ، آمريکای جنوبی، آمريکای شمالی و زلاند نو شديد می باشد . در ايران بيماری از نواحی آذربايجان ، سواحل دريای خزر ، استان های مرکزی ، اصفهان ، خراسان و زنجان گزارش شده و احتمال می رود که در بعضی مناطق هلو کاری ديگر نيز وجود داشته باشد .
علائم بيماری
خسارت بيماری شامل پيچيدگی ، تورم و تغيير رنگ و ريزش برگ ها و آلودگی جوانه ها و سر شاخه ها و سرانجام ضعف کلی درخت می باشد . درختان جوان بيش از درختان پير در برابر اين بيماری حساس هستند و به طور کلی بيماری در مناطق گرم وخشک اهميت اقتصادی ندارد . مشخص ترين علائم بيماری روی برگ ها ظاهر می شود ، به اين که در بهار برگ ها پيچيده و پهنک در بعضی از قسمت ها متورم ، کلفت و به رنگ سفيد ، زرد يا قرمز در می آيد . به همين جهت در اصطلاح زبان فارسی بيماری لب شتری ناميده می شود . ميوه ها نيز ممکن است آلوده شود و قبل از موعد مقرر بريزند . برگ های آلوده به بيماری زود ريخته و برگ هائی که بعداً تشکيل می گردند سالم باقی می مانند . نشانه های بيماری ممکن است فقط روی تعدادی از برگ های هر درخت ظاهر شود ولی عملاًتمام برگ ها را مبتلا می گرداند . موقعی که برگ های آلوده به رنگ قرمز يا ارغوانی در آمدند تشکيل اسپورهای قارچ عامل بيماری در سطح فوقانی شروع می شود . بارقارچ به صورت گرد خاکستری رنگی سطح برگ را می پوشاند و در همين موقع برگ ها به رنگ قهوه ای روشن درآمده و خزان می کند. اين ريزش برگ بستگی به شرايط آب وهوائی دارد . به طوری که در هوای گرم وخشک برگ ها زودتر و معمولاً در اوايل تير ماه يا در مرداد ماه می ريزد و اگر مقدار زيادی از برگ ها خزان کند برگ های جديدی از جوانه های خواب تشکيل و ظاهر می شود . شاخه های جوان مبتلا نيز کمی متورم شده و رشدشان متوقف می گردد و يا اينکه به رشد خود ادامه داده و لکه ها به صورت شانکر باقی می مانند .
شکوفه ها و ميوه های جوان آلوده نيز اغلب قبل از موعد می ريزد . روی پوست ميوه های بزرگتر ، قسمت های تغيير رنگ يافته و چروکيده ای ظاهر می شود .

 

Peach Leaf Curl


عامل بيماری
قارچ عامل پيچيدگی برگ هلو اولين بار در سال 1875 توسط برکلی به نام
Ascomyces deformans مشخص گرديده اما اين نام با آنکه بعداً در سال 1869 توسط فوکل به Exoascus deformans تغيير يافت ، تولازنه درسال 1866نام اين قارچ را
Taphrina deformansکه در واقع همنام دو گونه فوق الذکراست می داند ميسيليوم و هيف های رويشی اين قارچ با قارچ های ديگر متفاوت و مشخص می باشد . هيف های نسبتاً کوتاه ، خميده ، پيچيده و طويل آنها بسيار متغير و بندهای هيف نيز نامنظم می باشد و اين نوع هيف ها را معمولاً در بافت پارانشيم برگ می توان يافت . هيف های زايشی يا آسک زای قارچ روی هيف های رويشی تکامل يافته تشکيل می گردد . هيف های رويشی زير اپيدرم سطح فوقانی و ندرتاً سطح تحتانی برگ می رويند . اين هيف ها در بين سلول های اپيدرمی نفوذ کرده و آزادانه بين اپيدرم و کوتيکول در جهات مختلف رشد و نمو می نمايند . سپس بزودی لايه هيمنيوم بين بافت اپيدرم و کوتيکول تشکيل می گردد . آنگاه هيمنيوم در بافت آلوده شکل گرفته و سرانجامتشکيل آسکوسپورهای قارچ را می دهد . آسک ها معمولاً اندازه شان متغير و به طول 17-36 ميکرون و عرض 7-15 ميکرون می باشند . در داخل هر آسک معمولاً هشت آسکوسپورکروی که قطر آن بين 3-7 ميکرون است تشکيل می شود . آسکوسپورها عموماً به طريق جوانه زدن تندش می يابند و توليد کنيدی می کنند .
چرخه بيماری
گلميک می نويسد که قارچ عامل بيماری پيچيدگی برگ هلو زمستان را به صورت ميسليوم روی شاخه ها و بدون اينکه داخل بافت شوند به سر می برد . در بهار همزمان با بارندگی های فصلی کنيدی هائی توسط ميسليوم روی برگ های جوان تشکيل می شود . در بهار های پر باران آلودگی وشيوع بيماری شدت دارد . موقعی که قارچ مدتی در برگ گسترش يافت در بين بافت اپيدرم و کوکتيکول لايه قارچی متراکم و سفيدی به نام هيمنيوم تشکيل می دهد که در آن آسک و در داخل آسک آسکوسپور ايجادمی گردد. آسکوسپورها تقريباً اوائل خردادماه از داخل آسک خارج شده و توسط باد روی شاخه و يا درختان مجاور انتقال می يابند و در آنجا جوانه زده و توليد ميسليوم هائی را که زمستان گذرانی قارچ را به عهده دارند می کند . بعضی ها گفته اند که زمستان گذرانی اين قارچ به وسيله اسپورهائی که در اواخرتابستان و قبل از خزان برگ ها تشکيل می گردد انجام می شود . اين اسپورها روی فلس های جوانه ها يا در سطح شاخه های جوان بسر برده و در بهار با بارش باران شسته شده و روی جوانه های برگ قرار می گيرند و با فراهم شدن شرايط محيطی مساعد جوانه زده و آلودگی شروع می شود . اندرسون می نويسد به طور کلی در مناطقی که فصل بهار در آنجا شبنم و بارندگی کم وهوا نسبتاً گرم باشد عموماً شرايط برای شيوع بيماری پيچيدگی برگ هلو نامساعد است .
مبارزه
1 ــ برای کنترل بيماری پيچيدگی برگ هلو دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو 1% ،
اولی در پائيز پس از ريزش 50% برگ ها و دومی در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
Plant Disease Control , Oregan State University , U.S.A
2 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو يک نوبت دراواخر پائيز پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود . بايد توجه شود که پس از باز شدن جوانه سمپاشی اثر ندارد .
Paul C. Pecknold , Extension Plant Pathologist , U.S.A.
3 ــ پس از آلودگی برگ ها ديگر مبارزه ممکن نخواهد بود چون آلودگی زمان تورم جوانه ها روی می دهد . سمپاشی با ترکيب بوردو پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
Paula Flynn , Department of Plant Pathology , Iowa State University , Ames
,
Iowa, U.S.A
4 ــ دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود . سمپاشی اولی در دوره خواب درخت و سمپاشی دومی قبل از تورم جوانه ها و زمانی که هنوز رنگ جوانه ها عوض نشده می باشد .
University of California , Agriculture and Natural Resources , U.S.A.
5 ــ با يک نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز قبل از برگ ريزان و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها بيماری کنترل می شود . اگر خطر بيماری شديد باشد سمپاشی در هر دو زمان توصيه می شود .
Bruce Watt , Plant Pathologist , Pest Management Office , Orano , U.S.A.
6 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب توصيه می شود . سمپاشی ممکن است در پائيز پس از ريزش برگ ها يا در اوايل بهار 3 تا4 هفته قبل از متورم شدن جوانه ها انجام شود . سمپاشی پس از باز شدن جوانه ها بی اثر است .
The Plant Disease Diagnostic Clinic , at Cornell University , NY , U.S.A.
7 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
University of Connecticut , Integrated Pest Management , U.S.A.
8 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها توصيه می شود . اگر در بهار قارچ بيماری وارد برگ يا ميوه بشود کنترل بيماری ديگر امکان ندارد .
Illinois Fruit and Vegetable News , U.S.A.

9 ــ برای مبارزه با بيماری پيچيدگی برگ هلو سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
Integrated Pest
Management (IPM) Sulutions for The Landscaping Professional , U.S.A.

 

نظرتون راجع به چیه ؟ valigood  valigood

بیماری آتشک سیب و گلابی  Fire Blight

 

بیماری آتشک سيب و گلابي ( Fire Blight)

 

 

 

 

آتشک از قديمی ترين بيماری های باکتريائی است که عامل آن باکتری                   Erwinia Amylovora می باشد و ميتواند بيش از 75 نوع درخت و بوته از خانواده Rosacea را مورد حمله قرار دهد .

 

بيماری در درختان سيب و گلابی بيشتر مخرب است .
باکتری عامل بيماری در شانکر های نسبتاً فرو رفته زمستان گذرانی کرده و در بهار، زمانی که دمای محيط مساعد باشد و باران های مکرری روی دهد باکتری شروع به فعاليت کرده و به سرعت زياد شده و با کمک حشرات ، باران و باد پراکنده می شود .


اين بيماری بيش از 200 سال است که در آمريکای شمالی شناخته شده ولی کنترل آن بعلت ناشناخته بودن عامل بيماری مشکل بوده است . متاسفانه در حال حاضر هم که عامل بيماری مشخص است به دلايل مشروحه زير کنترل بيماری مشکل تر شده است.


1- سابقاً در هر هکتار 250 تا 500 درخت کاشته میشد در حاليکه امروزه جهت افزايش محصول 1250 تا 2500 درخت در هکتار کاشته میشود و برای انجام اين امر لزوماً درختانی از واريته هائی که قد و قواره مناسب دارند انتخاب می شود که اکثراً در مقابل بيماری حساس هستند .


2- تقاضای بازار خريد و داشتن محصولاتی بظاهر مطلوب باغداران را تشويق ميکند که به کاشت واريته های جديدی اقدام کنند که متاسفانه اکثراً در مقابل بيماری آتشک حساس هستند .

 
3- داشتن درختان زياد و محصول بيشتر در واحد سطح احتمالاً موجب نقصان مکانيزم های  فيزيولوژيکی  طبيعی در دفاع   از    بيماري   ها می گردد .

   

       شرايط شيوع بيماری:


نظر به اينکه بيماری آتشک در درختانی که رشد زياد دارند شديدتر است لذا بايد در کود دهی (مخصوصاً کودهای ازوته ) توجه بيشتری مبذول گردد . کوددهی نبايد تابع برنامه ساليانه باشد بلکه بايد ديد درخت کی و چه مقدار کود احتياج دارد . درختان سيب نبايد بيش از 25 تا 30 سانتيمتر و درختان گلابی بيش از 15 تا 20سانتيمتر رشد سر شاخه داشته باشند .

تجربه نشان داده است که در خاک های سنگين و کمتر آبکش ، درختان حساسيت بيشتری برای بيماری دارند و دليل اين امر ميزان زياد ازت و همچنين آب ذخيره شده در خاک می باشد که موجب رشد زياد درخت ميگردد . ميزان ازت در برگ های درختان سيب و گلابی حداکثر 2 تا 2.4 درصد توصيه شده است .


حساسيت به بيماری آتشک در خاک های اسيدی که قاعدتاً کلسيم و منيزيوم کمتری دارند بيشتر است . نگهداری سطح زيرين خاک با پ هاش حدود 6 و سطح فوقانی خاک با پ هاش 6.5 تا 7 توصيه شده است . نقصان پتاسيم خاک هم موجب حساسيت است و ميزان آن 1.35 تا 1.80 درصد توصيه می شود .


شرايط ديگر شيوع بيماری داشتن رطوبت نسبتاً زياد و باران های مکرر ، دمای 21 تا 27 درجه سانتيگراد ، طولانی بودن دوره گل در شرايط سرد و رطوبی فصل بهار ونيز حضور باکتری در شانکر ها می باشد .


    علائم بيماری:


در اوايل بهار ، حدود دو هفته قبل از باز شدن گل ها ، گلبرگ ها آب سوخته ، قهوه ای رنگ و سپس سياه می شوند و روی درخت باقی می مانند . شاخه های کوچک پژمرده و سياه رنگ شده و بعضاً با 180 درجه خميدگی عصائی شکل می شوند . روی بعضی از شاخه های قديمی که از طريق گل ها و شاخه های کوچک آلوده می شوند شانکر های چروکيده و بعضاً فرو رفته تشکيل می شود که ممکن است شکاف برداشته و چوب زيرين نمايان گردد . مايع کرم رنگی که حامل ميليون ها باکتری می باشد از شانکرها خارج می شود و در شرايط رطوبی بطرف پائين روی تنه و شاخه ها سرازير می شود . حشرات با اين ترشحات آلوده شده و هر کدام با بيش از يکصد هزار باکتری موجب آلودگی گل ها می شود .


علائم بيماری روی ميوه بستگی به زمان آلودگی دارد. اگر آلودگی زودتر اتفاق بيافتد ، ميوه کوچک مانده و تغيير رنگ ميدهد و به حالت چروکيده روی درخت باقی می ماند .

 در صورتيکه ديرتر آلوده شود به اندازه ميوه نارس چروکيده نشده و تغيير رنگ نمی دهد .ميوه های آلوده که با تگرگ يا حشرات آسيب ديده اند به رنگ های قرمز ، قهوه ای يا سياه در می آيند . از ميوه های آلوده ممکن است قطرات مايع زرد رنگ باکتری خارج شود .

 

     چرخه بيماری:


زمانی که شرايط محيط مساعد شد باکتری در شانکر که از سال گذشته در آن زمستان گذرانی کرده است بسرعت با تقسيم سلولی تکثير يافته و مايع کرم رنگ، شيرين و چسبنده ای به نام Bacterial Ooze
توليد می کند . حشرات باکتری را به گل ها ، برگ ها وشاخه های تازه منتقل می کنند . در بهار و در دمای مساعد بين 18 تا 30 درجه سانتيگراد مدت زمان بين آلودگی و ظهور بيماری حدود 5 روز است . در شاخه های جديد آلودگی بسرعت در حدود روزانه 15 سانتيمتر پيشرفت می کند . باکتری از طريق شاخه های جديد بشاخه های قطورتر و تنه اصلی ميرسد و در آنجا با تشکيل شانکر ها زمستان گذرانی می کند تا سال بعد چرخه بيماری را آغاز کند .


حشرات از قبيل زنبور ، مورچه ، حشرات پردار ، شته و سوسک به اين ترشحات جلب شده و باکتری را به گل های باز شده منتقل می کند . اين عمل با کمک باد و باران تشديد می شود . باکتری در گل هاتکثير يافته و بسرعت بطرف ساقه حرکت می کند و در زمان کوتاهی تمامی گل ها ، برگ ها و ميوه ها در محل آلودگی ميميرند . شاخه های جوان نيز از طريق منافذ برگ ها و زخم ها ، آلوده و سياه رنگ شده و می ميرند . قابل توجه است که تنها يک شانکر فعال ميتواند ميليون ها باکتری توليد کرده و تمامی باغ را آلوده نمايند .

 

كنترل بيماري :


1 ــ هرس


نظر به اينکه باکتری در شانکر ها زمستان گذرانی می کند لذا حذف آنها از شدت بيماری در سال بعد جلوگيری می کند . بهتر است هرس در زمستان انجام شود چون زمانيکه برگ ها روی درخت باشند بعضی از شانکر ها قابل رويت نخواهند بود . در بهار يا اوايل تابستان هرس نبايد انجام شود زيرا ممکن است موجب سرايت بيماری به قسمت های سالم درخت گردد . شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از ناحيه سياه شده حذف شود . هرس شاخه های کوچک ممکن است اواخر تابستان انجام شود ولی حذف شاخه های قطور بايد در اواخر زمستان انجام شود زيرا حذف آنها در آن زمان ممکن است موجب رويش جديد باشد .


هرس بايد در هوای خشک انجام شود و هرس در فصل رويش حداقل 30 سانتيمتر پائين تر از قسمت آلوده که تغيير رنگ يافته است بعمل آيد و در صورتيکه فقط چند درخت آلوده وجود داشته باشدممکن است باحذف قسمت های آلوده بطور دقيق ، از اشاعه بيماری به ساير درختان جلوگيری شود . برای جلوگيری از بيماری و شيوع آن لازم است درختان همه روزه مورد بازرسی قرار گيرد و قسمت های آلوده حذف شود.


وسايل هرس در فاصله هر برش بايد با محلول 10% مايع سفيد کننده ضد عفونی شود . در صورتيکه در تنه درختان آلوده ، هرس امکان نداشته باشد ، بايد شانکر از 2.5 سانتيمتر ازطرفين زخم و 7 سانتيمتر از بالا و پائين آن با چاقوی تيز تا رسيدن به نسج سالم برداشته شود و با رنگ بوردو پر شود .

 

 2ــ مبارزه شيميائی


1ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.25 ) شامل 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 
Professor of Plant Pathology , The Pensylvania State University ,U.S.A. , 12 May 1999

 
2ــ سمپاشی با ترکيب بوردو باضافه 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 
Fire Blight Management , U.S.A. internet 2002 )



3ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.75 ) قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 
University of Illinois , U.S.A                      . September 19

 

4ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در اواخر دوره خواب درختان بشرطی که تمامی درخت را بپوشاند توصيه می شود . بهتر است ترکيب بوردو با روغن مخلوط گردد . اين سمپاشی بيماری اسکاب سيب را نيز کنترل می کند .

 
Presented by Professor Paul W. Steiner , at the State Horticultural
Association of Pennsylvania
Annual Meeting . U.S.A. January 2000


5ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% قبل از شروع زمان رويش و استربتومايسين 100 پی پی ام سه نوبت در زمان گل توصيه می شود .

 
W. Hal Shaffer ,Department of Plant Pathology , University of Missouri , Columbia , U.S.A. 1999

6ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% باضافه روغن در اواخر دوره خواب درختان توصيه می شود .


Utah Plant Diseases Control , U.S.A. February 1993

7ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب درختان توصيه می شود .



8ــ برای کنترل بيماری آتشک در اواخر زمستان شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از محل آلودگی هرس شود و با ترکيب بوردو سمپاشی شود .

 
University of Minnesota ,Yard and Garden Clinic , Chad J. Behrendt, Ph.D and Crystal M. Floyd , U.S.A. 1999..

 

9ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25 ) باضافه 1% روغن در اواخر زمستان توصيه می شود .

 
The University of Tennessee , Steve Bost , Professor and Alan Windham , U.S.A.

10ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25) در دوره گل يک يا دو دفعه بفواصل 4 روز توصيه می شود .

 
The Morton Arboretum , Lisle , Illinis , U.S.A. 2000

 

 

 

گرداورنده :  ولي ا... مهدي زاده

آفلاتوكسين

آفلاتوكسين ها :

در سال 1959 يك واقعه منحصر به فرد به وقوع پيوست كه موجب جلب توجه محققين به بررسي مسئله مايكوتوكسين ها گرديد . اين مسئله موجب مرگ هزاران بوقلمون و ساير طيور در مزرعه اي در آنگلياي شرقي بود ، به دليل درگيري صنعت بوقلمون و صنعت توليد مكمل هاي غذايي طيور با اين مسئله تلاش هاي زيادي جهت شناسايي منشاء بروز اين شيوع گسترده بيماري (كه در ابتدا به عنوان بيماري نا مشخص بوقلمون ناميده شد) صورت گرفت . هر چند اين نام دلالت بر بيماريهاي نظير عفونت هاي ويروسي دارد ، اما نشان داده شد كه اين پرندگان توسط نوعي سم موجود در بادام زميني آسياب شده مورد استفاده در توليد مكمل پروتئيني خوراك طيور مسموم گرديده اند . اين ماده سمي كه بنام آفلاتوكسين  (Aflatoxin)ناميده شد زير نور ماوراء بنفش داراي تلالو فلورسنس مي باشد و نشان داده شده كه به وسيله رشد كپك آسپرژيلوس فلاوس (Aspergillus flavus)بر روي بادام زميني توليد مي گردد . آفلاتوكسين نه تنها داراي سميت حادي مي باشد بلكه جزو سرطان زاترين تركيبات شناخته شده براي موش هاي صحرايي است . اثبات پتانسيل سرطانزايي آفلاتوكسين اين امكان را فراهم نمود كه منشاء بروز بيماريهاي نظير سرطان كبد در ماهي قزل آلاي رنگين كماني و هپاتيت در سگ ها كه تقريبا يك قرن پيش توصيف گرديده بود اما به عنوان يك مسئله ناشناخته باقيمانده بودند ، مشخص گردد . تكامل روش هاي آناليز بسيار دقيق جهت شناسايي آفلاتوكسين ها منجر به اثبات اين مسئله گرديد كه حضور اين تركيبات در برخي محصولات كشاورزي به ويژه بادام زميني و ذرت كه اغلب جهت مصرف انساني مورد استفاده قرار مي گيرند ، شايع مي باشد .

حضور آفلاتوكسين ها هنوز هم در انواع مختلف مواد غذايي و خوراك حيوانات گزارش مي گردد  ، و هر چند غلظتهايي از آن كه موجب ايجاد علائم مسموميت حاد مي شود بر حسب ميلي گرم در كيلوگرم (mgkg-1) اندازه گيري مي گردد ، با اين حال امروزه روش هاي آناليز دقيق امكان اندازه گيري غلظت هاي آن در حد ميكروگرم در كيلوگرم (µgkg-1) را فراهم نموده اند .

اكنون مشخص شده است كه آفلاتوكسين ها به وسيله دو گونه كپكي يعني آسپرژيلوس فلاوس و آسپرژيلوس پارازيتيكوس (A.parasiticus) توليد مي گردند كه هر دو آنها به خصوص در مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري پراكنده هستند . اخيرا گونه سومي به نام آسپرژيلوس نوميوس (A.nomius)به عنوان مولد آفلاتوكسين شناسايي شده است اما گزارش هاي متعدد در منابع قديمي در رابطه با توليد آفلاتوكسين به وسيله ساير گونه ها ، حتي گونه هايي كه به جنس هاي مختلف ديگر تعلق دارند ، معمولا در نتيجه اشتباه يا ساخته و پرداخته ذهن بشر مي باشد .

در ابتدا ، اين مسئله در نظر گرفته شد كه آلودگي به آفلاتوكسين اساسا ناشي از نگهداري نا مناسب محصولات بعد از برداشت است كه به كپك هاي انباري نظير آسپرژيلوسها و پني سيليوم ها اجازه مي دهد بر روي محصولات رشد نموده و مايكوتوكسين ها را توليد نمايند . علاوه بر اين رطوبت بالا و هواي گرم موجب توليد بالاترين ميزان آفلاتوكسين در مواد غذايي مي گردند به طوري كه در اين شرايط ميزان توليد آن بيش از حداكثر 30 ميكروگرم در كيلو ماده خوراكي تعيين شده به وسيله سازمان غذا و كشاورزي (FAO) و سازمان بهداشت جهاني (WHO) در مواد غذايي مورد مصرف انسان مي باشد . لازم به توضيح است كه اين سازمانها در هنگام تعيين اين حدود بر سر دوراهي قرار گرفتند كه به اين صورت بيان مي شود : به طور مشخص اين گروه ها ميزان پايين تري را ترجيح دادند اما احساس مي شد كه خطر سوء تغذيه بيش از خطر ايجاد سرطان كبد به وسيله آفلاتوكسين ها در انسان است . در ضمن ، برخي كشورهاي توسعه يافته قوانين سخت تر يا مقادير پايين تري را جهت آفلاتوكسين ها تعيين نموده اند .

Aspergillus flavus growth on groundnuts 

اكنون مشخص شده است كه توليد آفلاتوكسين ها تنها به طور ساده يك مسئله ناشي از نگهداري نا مناسب نيست و اين تركيبات در مرحله قبل از برداشت و در محصولات در حال رشد در مزرعه نيز توليد مي گردند . گونه هاي آفلاتوكسين زايي آسپرژيلوس مي توانند با گياهان سالم يك رابطه پارازيتي بر قرار نمايند و زماني كه گياه تحت استرس قرار مي گيرد مثل شرايط خشكسالي ، مقادير كم اما قابل توجه از آفلاتوكسين را توليد مي نمايند .همانند تعدادي از متابوليت هاي ثانويه ميكروبي ، آفلاتوكسين ها گروهي از تركيبات شبيه به هم هستند كه سمي ترين آنها به عنوان آفلاتوكسين B1 شناخته مي شود . طبيعت دقيق واكنش به آفلاتوكسين در حيوانات به گونه ، جنس و سن بستگي دارد و عموما نرها حساسيت بيشتري نسبت به ماده ها دارند . برخي حيوانات نظير جوجه اردك يكروزه و سگ بالغ به ميزان قابل توجهي به مسموميت حاد با آفلاتوكسين B1 حساس هستند به طوري كه مقادير LD50 آنها به ترتيب 35/0 و 5/0 ميلي گرم به ازاي هر كيلو گرم وزن بدن است ، در حالي كه ساير حيوانات نظير موش صحرايي و موش خانگي بالغ مقاومتر مي باشند و LD50 آنها حدودا 9mg/kgمي باشد . تمام حيوانات به فعاليت سرطانزايي آفلاتوكسين پاسخ نمي دهند اما در مورد موش صحرايي و ماهي قزل آلاي رنگين كماني ، آفلاتوكسين B1 يكي از سرطانزاترين تركيبات شناخته شده است .

 

وضعيت سميت آفلاتوكسين براي انسان چگونه است ؟آيا حساسيت انسان به اندازه سگ است يا مانند موش صحرايي به سميت حاد اين سم مقاومت دارد ؟ و آيا آفلاتوكسين موجب ايجاد سرطان كبد در انسان مي گردد ؟يكي از موارد تاسف انگيز در رابطه با سميت حاد آفلاتوكسين در انسان در سال 1974 از هندوستان گزارش گرديد . در اين سال يك مورد شيوع گسترده مسموميت به وقوع پيوست كه تقريبا هزار نفر درگير آن بوده و حدود 100 نفر از آنها فوت نمودند . با اندازه گيري ميزان آفلاتوكسين موجود در ذرت كپك زده عامل مسموميت ، امكان تخمين ميزان LD50 آفلاتوكسين B1 در انسان فراهم شد و مشخص گرديد كه اين ميزان بين مقادير مربوط به سگ و موش صحرايي قرار مي گيرد .

هر چند آفلاتوكسين به عنوان يكي از سرطانزاترين تركيبات طبيعي براي برخي از حيوانات محسوب مي شود ، اما هنوز مشخص نشده كه آيا اين تركيب براي انسان سرطان زا هست يا خير . وضعيت بروز سرطان كبد در برخي از تقاط جهان نظير قاره آفريقا پيچيده است و فرض اوليه ارتباط بين قرار گرفتن در معرض آفلاتوكسين رژيم غذايي و وقوع سرطان كبد بايستي با احتياط مورد بررسي قرار گيرد . مشخص شده است كه ارتباط شديدي بين حضور ويروس هپاتيت B و سرطان كبد در انسان وجود دارد و در رابطه با تاثير سينرژيستي اين دو عامل بين محققين اتفاق نظر وجود دارد .

با وجود اينكه ممكن است ايجاد سرطان كبد در برخي نقاط آفريقا به دليل استفاده از مصرف غذاهاي آفلاتوكسين زا قابل توجه باشد ، اما اين سئوال مطرح است كه چرا در هندوستان كه در آنجا نيز چنين عادات غذايي متداولي است سرطان كبد رايج نيست . در هندوستان سيروز كبدي متداولتر مي باشد و با توجه به اين مسئله مشخص مي شود كه هنوز بايد در رابطه با نقش آفلاتوكسين در ايجاد سرطان كبد و صدمات كبدي در نقاط مختلف دنيا بررسي هاي بيشتري صورت گيرد .

در بدن حيوانات واكنش هاي مختلفي به اثرات سمي يك تركيب بوقوع مي پيوندد زيرا اين تركيب در بدن آنها متابوليزه شده و سميت نهايي به وسيله اين فعاليت متابوليكي تحت تاثير قرار مي گيرد . اين وضعيت قطعا در رابطه با آفلاتوكسين B1 صادق است و در مورد اين تركيب در كبد گونه هاي حيواني مختلف متابوليت هاي متفاوتي تشكيل مي گردد. از اين رو بدن گاو قادر به هيدروكسيله نمودن اين مولكول است و آفلاتوكسين حاصل را كه به نام آفلاتوكسين M1 شناخته مي شود ، وارد شير مي نمايد . اين مسئله موجب مي شود كه بدون ايجاد كپك زدگي در شير ، شرايطي جهت آلودگي شير و محصولات شيري مورد استفاده به عنوان غذاي انسان فراهم گردد .

ثابت شده است كه تشكيل يك نوع اپوكسيد عامل ايجاد سميت حاد و مزمن مي باشد ، و حيواناتي كه قادر به توليد آن نيستند در مقابل بروز هر دو نوع سميت نسبتا مقاوم مي باشند . حيواناتي كه اين اپوكسيد را توليد مي نمايند اما نمي توانند آن را به طور مؤثري متابوليزه نمايند ، در معرض بالاترين خطر فعاليت سرطانزايي آفلاتوكسين B1 قرار دارند زيرا گزارش مي شود كه اپوكسيد با DNA واكنش انجام مي دهد . حيواناتي كه اين اپوكسيد را توليد مي نمايند اما آن را به كمك آنزيم هيدروكسيلاز تجزيه مي نمايند نتيجتا ايجاد يك هيدروكسي استال بسيار فعال مي نمايند . بدين ترتيب بيشترين حساسيت را به سميت حاد اين تركيب دارند . مشخص شده كه هيدروكسي استال با دنباله هاي ليزين در مولكول هاي پروتئين واكنش انجام مي دهد .

اكنون مشخص شده است كه اپوكسيد آفلاتوكسين B1 به صورت اختصاصي با دنباله هاي گوانين مولكول هاي DNA در تعدادي از نقاط فعال واكنش انجام مي دهد كه يكي از اين نقاط كدون 249 در ژن P53 مي باشد . محصول حاصل از اين ژن در فرآيندي كه به طور طبيعي موجب محافظت در برابر سرطان مي شود ، شركت مي نمايد همچنين مشخص شده كه ويروس هپاتيت B به محصول ژن P53 متصل مي شود . بدين ترتيب آفلاتوكسين B1 و ويروس هپاتيت B به روش هاي مختلف بر روي ژن P53 تاثير مي گذارند و به سادگي مي توان ديد كه اين دو عامل مي توانند با يكديگر بصورت سينرژيستي عمل نمايند .

از اينرو مولكول اوليه (والدين) به صورت يك سيستم انتقال كار آمد عمل مي نمايد كه داراي خصوصيات مناسب جذب از روده و انتقال به كبد و ساير اندامهاي بدن است . به هر حال روش متابوليزه شدن نهايي مولكول اوليه در بدن موجودات زنده تعيين كننده طبيعت اصلي عكس العمل حيوان است . اطلاعات موجود در رابطه با فعاليت متابوليكي در كبد انسان نشان مي دهد كه انسان از نظر حساسيت به سميت حاد آفلاتوكسين B1 در حد متوسطي قرار دارد و ممكن است به سميت مزمن اين سم از جمله خاصيت سرطانزايي آن تا حدي حساسيت نشان دهد .

مطالعات متعدد ثابت نموده كه اطفال حتي قبل از اينكه از شير گرفته شوند ممكن است در معرض آفلاتوكسين ها قرار گيرند زيرا مادراني كه توسط غذاي خود آفلاتوكسين دريافت مي نمايند ممكن است آفلاتوكسين M1 را در شير خود ترشح نمايند . هيچ شكي در رابطه با پتانسيل ايجاد خطر توسط آفلاتوكسين موجود در رژيم غذايي وجود ندارد و بايد تلاشهاي وسيعي جهت كاهش يا در صورت امكان حذف آلودگي آن از مواد غذايي صورت گيرد .

 

پژمردگی فوزاریومی در گوجه فرنگی:

پژمردگی فوزاریومی در گوجه فرنگی:

منبع:

 قادر به بقاء در طی یک دوره طولانی در خاک و در روی بقایای گیاهی هستند که این امر به دلیل وجود اسپورهای مقاوم ( کلامیدوسپورها ) می باشد. اجتماع قارچها در زیر عمق 80 سانتی متری از خاک قرار دارد.

انتشار:

 می تواند از طریق کپوست ( خاک برگ ) – ذره های خاک ( بعضی اوقا ت فواصل خیلی طولانی بخصوص در مورد خاکهای فقیر از نظر زراعی انتشار می یابد ) – آب – ابزارهای کشاورزی و حشراتی مانند هزارپاهای علف خوار انتشار پیدا کنند

.
توسعه و موقعیت انتشار : این قارچها قسمتهای گرم سال را بصورت کلونی برای فعالیت خود ترجیح می دهند . دمای بهینه برای گسترش آنها 28 درجه سانتی گراد می باشد . این قارچها خاکهای شنی و اسیدی را ترجیح می دهند. گیاهان اختصاصی و حساس به این بیماری وقتی در معرض کمبود نیتروژن – فسفرو کلسیم قرار می گیرند و همچنین زمانی که در روزهای کوتاه و در معرض نور کم قرار می گیرند آسیب می بینند.


گونه های مقاوم به پژمردگی فوزاریومی گاهی نشانه های خفیفی از این بیماری را نشان می دهند. این امر زمانی رخ می دهد که اختصاصا" زخمهایی تو سط نماتدها ایجاد شده و یا خود گیاه در بخش ریشه در اثر خفگی آسیب دیده باشد.


روشهای کنترل:

شخم زدن :

 این روش در مراقبت بیماری تاثیر گذار نمی باشد . بنومیل یا تیوفانات متیل بعضی اوقات برای این گیاه توصیه می شود . ارزش مراقبت در مورد این بیماری به دلیل بدست آوردن محصول سالم بسیار حائز اهمیت است. بهمین دلیل در هنگام شخم زدن و یا بعد از آن انتقال گیاهان آلوده و ته مانده های محصولات می تواند یکی از راههای کنترلی موثربرای این بیماری محسوب گردد.
یکی از راههای تکثیر محصول استفاده از قلمه می باشد به همین دلیل برای جلو گیری از آلوده شدن گیاهان جدید بایستی از قلمه سالم استفاده شود.


روشهای ژنتیکی یکی از راههای قابل قبول برای کنترل این بیماری می باشد. خیلی از واریته های مقاوم به این بیماری در اثر افزایش مقاومت در آنها آسیب دیده اند.پیوند زدن پایه هایی که آنها را آلوده کرده است می تواند در مقابل قارچ فوزاریومPyrenochaeta lycopersici ازخود مقاومت نشان دهند .
وقتی که گونهء حساسی از این گیاه ترجیح داده می شود و یا هیچ گونهء مقاومی برای پرورش دهنده گوجه فرنگی ارائه نمی شود می توان با ضدعفونی خاک و یا کندن پیوندها بیماری را کنترل نمود. ضدعفونی همیشه بطور کامل موفقیت آمیز نمی باشد بلکه وابسته به سموم تدخینی است که برای ضدعفونی بکاربرده می شود و بایستی تمام پیش گیریها قبل از ضدعفونی صورت گیرد چرا که از آلودگی مجدد به قارچ ( پاتوژن ) جلو گیری شود. اگر تمام مراقبتها به خوبی انجام گرفت باشد انجام ضدعفونی در آخر یک فصل صورت می گیرد.

از بهترین سموم تد خینی که برای ضدعفونی خاک استفاده می شود می توان به کلروپیرین و متیل بروماید و مخلوطی از هر دو سم اشاره نمود. برای حفاظت از محصولات زراعی برخی از محققان ( نویسندگان ) توصیه می کنند که روی سطح خاک بعد از ضدعفونی کاملا" پوشیده شود تا از آلودگی مجدد به قارچ جلوگیری گردد. ( این موضوع در مورد خاکهای فقیر اندازه گیری شده است ) علاوه بر خاک - تجهیزات و وسایل کشاورزی و تانکهای حاوی مواد غذایی محلول و مواد غذایی محلول برای تغذیه گیاه که بطور دوره ای انجام می شود بایستی ضدعفونی گردد.


برای انجام این کار بایستی از فرمالدهید محلول 3 درصد و یا از بلیج برای ضدعفونی استفاده کنیم همچنین از این سموم برای ضدعفونی لایه های زیرین خاکهای فقیر نیز استفاده می شود.

علاوه بر آن توصیه می شود که از اضافه کردن بیش از حد فسفر و منیزیوم جددا" خودداری شود و مقدار نیتروژن بیشتری نسبت به آمونیاک به خاک افزوده شود که این روشها می توانند باعث محدود کردن فعالیت و تاثیر گذاری پژمردگی فوزاریومی گردد.

 

 

 

بيماري لكه برگي سركوسپورا یی گياهان زينتی

 

بيماري لكه برگي سركوسپورايي گياهان زينتی

 

علائم بيماري:

 

 

 

 

لكه­هاي ايجاد شده بر روي گونه­هاي رافيس در دو سطح برگ آن به صورت نقطه­هاي قهوه­اي خرمايي رنگ به قطر بيش از دو ميلي‌متر ديده مي­شود. اين لكه­ها به تدريج تيره‌تر و گرد و نامسطح با هاله زرد رنگ ديده مي­شوند. گاهي لكه‌ها بهم پيوسته و عامل پژمردن گياه مي‌شوند.

لكه برگي سركوسپورا روي بافت لاستيك هنديافيكوس پلاست به صورت تغيير رنگ سطح برگ ظاهر مي­شود و نواحي گرد كمي برجسته، ريز به رنگ سبز تيره و روشن مشاهده مي­شود. استروماي سياه ريزي از عامل بيماري روي زخم­ها تشكيل مي­گردد و برگ­هايي كه آلودگي شديد دارند جدا مي­شوند. اما همين لكه برگي سركوسپورا روي گياهان زينتي مخصوصاً لاستيكي بچه يا (Baby rubber) به صورت لكه­هاي برجسته خرمايي در سطح برگ ظاهر مي‌شوند و به تدريج اين لكه­ها قهوه­اي تيره شده و به ندرت به قطر يك ميلي‌متري بالغ مي‌شوند. البته روي فلادميرون يا برگ قلبي لكه­هاي زرد كوچك تا قطر 27 ميلي‌متر بالغ مي‌شوند. مركز لكه­ها فرورفته، سوخته و حاشيه‌ي آن‌ها به رنگ زرد ديده مي­شود.

علائم متفاوت حاصل از يك پاتوژن روي گياهان مختلف با توجه به اينكه اندام‌هاي بافتي و سختي فيزيولوژي گياه متفاوت است و با توجه به عكس‌العمل‌هايي كه خود گياه در مقابل پاتوژن نشان مي­دهد، لكه نيز متفاوت ديده مي شوند.

عامل بيماري:

قارچCercospora rhapisicola عامل بيماري لكه­برگي سركوسپوراي است. استروماي قارچ به اندازه 38 15×5030 ميكرون است. كنيدي­برها قهوه­اي بدون حجره تا دو حجره­اي و ندرتاً منشعب مي‌شوند، معمولاً داراي يك ديواره عرضي هستند. كنيدي­هاي دو حجره­اي شفاف و نوك تيز تا كمي خميده هستند و قاعده آن‌ها بريده و نوك آن‌ها كمي تيره بوده كه از 3 تا 9 ديواره از منابع مختلف در گياهان گزارش شده است.

حرارت مناسب براي رشد قارچ 25 درجه گزارش شده است و در فاصله زماني چهار هفته علائم بيماري را نشان مي‌دهند. علائم لكه برگي سركوسپورا روي درخت لاستيك هندي پس از 60 روز از تلقيح ايجاد مي­شود و حساسيت برگ‌هاي سنين مختلف معمولا ‌ً متفاوت است و در طبيعت برگ‌هاي مسن تر علائم را بهتر نشان مي دهند.

مبارزه با بيماري:

كاربرد هفتگي زاينب مفيد و موثر گزارش شده است

 

.

شته سبز هلو

شته سبز هلو

شته سبز هلو:Myzus persicae

این شته به علت انتقال ویروس های مختلف اهمیت فراوانی دارد.

شکل شناسی: تخمها بیضوی ابتدا زرد یا سبز و به سرعت سیاه می شوند.حشرات بالدار دارای سر و قفسه سینه سیاه و شکم سبز مایل به زرد و یک خط تیره بزرگ در سطح پشتی آن دیده می شود.حشرات بی بال زرد تا سبز و خط تیره بزرگ در سطح پشتی دیده می شود.کورنیکولها بلند و در نیمه انتهایی کمی برامده و همرنگ بدن هستند.

زیست شناسی:هر 10تا12روز یک نسل ایجاد می کند.زمستان گذرانی به صورت تخم روی میزنان یا روی درختان هسته دار.

میزبانها:در مناطق معتدل آفت گونه هایی از درختان هسته دار مثل هلو,زردآلووآلو است.میزبان ثانویه شامل گیاهان چوبی و علفی می باشدمثل خانواده های سیب زمینی,چغندریان,چلیپاییان,چتریان و کدوییان.

خسارت:این حشره در تراکم بالا از بخشهای جوان تغذیه می کند وباعث استرس های آبی ,کاهش نرخ رشدو... گیاه می شود.در اول فصل به سیب زمینی خسارت می زند.ترشح عسلک باعث کاهش فتوسنتز و جلب قارچهای ساپروفیت می شود . حشرات بالغ و پوره ها می توانند 100 ویروس مختلف را انتقال دهند از جمله مهمترین انها عبارتند از: ویروس پیچیدگی برگ سیب زمینی,ویروس وای سیب زمینی و زردی غربی چغندر ,موزاییک کاهو,موزاییک شلغم و گل کلم وموزاییک خیار و هندوانه

پوسيدگي ريزوكتونيايي

پوسيدگي ريزوكتونيايي ريشه و سوختگي در اندام‌هاي هوايي گياهان زينتي

 

علائم بيماري:

علائم بيماري پوسيدگي ريزوكتونيايي ريشه، مشابه ساير بيماري­هاي قارچي ريشه است. در اين بيماري رشد گياه نسبت به كاهش رشد ريشه و تغيير رنگ آن تقليل پيدا مي­كند. سوختگي اندام­هاي هوايي و لكه برگي گياهان در اثر ريزوكتونيا علائم متفاوتي در گياهان ميزبان و شرايط محيطي مختلف از خود نشان مي­دهد. مسيليوم ريزوكتونيا معمولاً قرمز قهوه­اي است كه در زمان رشد حالت تار عنكبوت پيدا مي­كند. لذا از بين رفتن بافت گياهي، عدم فروش محصولات را به همراه دارد. ولي بر عكس در روي بعضي از گياهان لكه‌هاي پراكنده و روي برگ‌هاي ضخيم و گوشتي لكه­ها به صورت حلقه‌هاي متحدالمركز ايجاد مي­شود كه نشانه رشد متناوب لكه­ها مي­باشد. جدا شده­هاي اين قارچ از گياهاني مثل كاكتوس و برگ‌هاي ضخيم مشاهده مي‌شود.

 

 

عامل بيماري:

قارچ Rhizoctonia solani عامل بيماري گزارش شده ­است و شناخته­ترين پاتوژن عامل پوسيدگي ريشه و سوختگي اندام­هاي هوايي گياهان زينتي محسوب مي­شود. جدا شده‌­هاي اين قارچ از گياهان زينتي به خوبي بر روي محيط غذايي سيب زميني دكستروز آگار رشد مي‌كنند.

از جمله ميزبان‌هاي اين قارچ سرخس­ها، پوتيس­ها، انجيري­ها و فيكوس­ها و تمام گياهان زينتي هستند. جدا شده‌ها از يك ميزبان علائم مشابه بر روي ميزبان‌هاي ديگر ايجاد مي­كند و مويد آن است كه احتمالاً ميزبان اختصاصي نداشته باشند. ميزبان اختصاصي يعني قارچ جدا شده از يك گياه اختصاصاً روي آن ميزبان رشد و توليد بيماري كند و علائم اختصاصي همان بيماري را در روي آن گياه مخصوص به وجود ­آورد.

افزايش حرارت هوا از حدود 34 به 40 درجه سانتيگراد بر شدت بيماري مي­افزايد و در بيش از 44 درجه سانتيگراد بيماري كاملاً متوقف مي­شود. لذا به طور خلاصه مي­توان گفت كه حرارت خاك بين 19 تا 24 درجه بر شدت بيماري به طور بارز و آشكار مي­افزايد.

مبارزه با بيماري:

بنوميل، اتريديازول و تيوفانات متيل به صورت محلول‌پاشي براي ضد عفوني خاك مناسب است و براي سم‌پاشي عليه سوختگي اندام­هاي هوايي از قارچ‌كش‌هايي مانند كلروتالونيل تيوفانات متيل، مانكوزب و نيكلوزولين استفاده مي­شود.

نظرتون راجع به چیه؟؟

 

نظرتون راجع به چیه؟؟

آفات و امراض چغندرقند

آفات و امراض چغندرقند:

 كرم برگخوار چغندر قند يا كارادرنيا Caradrina exigua:

از آفات عمومي محسوب مي شود رنگ لارو كارادرنيا بطور معمول سبز است ولي گاهي به رنگ قهوه اي و حتي سياه ديده مي شود لاروهاي جوان به پارانيم برگ و لاروهاي مسن تر به رگبرگها حمله مي كنند در صورتيكه تراكم آفت شديد باشد طوقه نيز مورد تغذيه قرار مي گيرد و بوته خشك مي شود مبارزه با اين آفت عمدتاً از طريق مصرف سموم فسفره مانند ديمكون ، گوزاتيون ، ديپرتكل و يا سوپر اسيد انجام مي پذيرد .

بيد چغندر قند يا ليتا پروانه كوچكي است با نام علمي wcellatella scrobipalpa از آفات خصوصي چغندر قند است لارو كامل اين حشره از جوانه هاي مركزي تغذيه مي نمايد مبارزه با اين حشره عمدتاً با استفاده از سموم شيميايي فسفره مانند گوزاتيون ، ديمكون انجام مي شود .

از جنس آگروتيس Agrotis چند حشره با اسامي شب پره زمستاني Agrotis seaetum كرم آگرويتس A.ypsilon ، آگرويتس A.nigrum و شب پره آگرويتس A.pronuba به چغندر حمله مي كنند اين آفات به برگها ، دمبرگها و طوقه چغندر حمله مي كند و موجب خشك شدن گياه جوان مي گردد مبارزه با حشرات جنس آگرويتس عمدتاً با استفاده از طعمه مسموم انجام مي شود .

كك چغندر با نام علمي chaetocnema tibialis يكي از آفات مهم چغندر در ايران محسوب مي شود . خسارت به چغندر توسط حشره كامل كه سوسك كوچكي به طول 2 ميليمتر است مي باشد كك به برگهاي جوان حمله و آنها را مشبك مي سازد . براي مبارزه مي توان از سمهاي فسفره استفاده نمود . مگس چغندر با نام علمي Pegomyia betae مگس كوچكي است بطول تقريباً 5 ميليمتر كه لارو آن به چغندر آسيب مي رسانند قسمتهاي آلوده ماننده تاول باد مي كند و زرد رنگ مي شود كه در نتيجه برگها خشك شده و از بين مي رود مبارزه با اين آفت از طريق سموم فسفره مانند ديازينون يا ديمتوات بصورت سمپاشي مي باشد .

شته سياه باقله با نام علمي Aphis fabae از افات عمومي محصولات زراعي است اين شته بين 5/2 تا 3 مليمتر طول داشته و به رنگ سياه براق و گاهي تا سبز زيتوني ديده مي شود اين شته از شيره پرورده گياه تغذيه و باعث پيچيدگي ، پژمردگي و زردي برها و حتي خشكيدن آنها مي گردد با اين آفت مي توان با سموم متاسيستوكس ، ديمتوات و سوپر اسيد مبارزه كرد.

 

بیماریهای مهم چغندرقند:

 بيماري سفيدك سطحي:

                                                   

 توسط قارچي بنام Erysiphe betae ايجاد و از مهمترين بيماريهاي چغندر قند در ايران محسوب مي شود علائم بيماري ابتدا بصورت ظهور پوشش گرد مانندي در سطح زيرين برگ است كه در اثر توسعه بيماري به سطح فوقاني برگها نيز گسترش مي يابد اين پوشش سفيد مدتي بعد تغيير رنگ داده و قهوه اي مي گردد و در نتيجه برگها شادابي خود را از دست داده و زرد مي شوند راه مبارزه استفاده از قارچ كشها مانند سموم گوگردي مي باشد .

بيماري لكه گرد برگ چغندر:

                   

 يكي از بيماريهاي مهم چغندر در نواحي گرم و مرطوب است كه توسط قارچي بنام Cercospora beticola ايجاد مي شود . علائم بيماري پيدايش لكه هاي گرد كوچكي به قطر 2 تا 5ميليمتر به رنگ خاكستري يا قهوه اي مايل به خاكستري با حاشيه قرمز متمايل به قهوه اي روي برگها مي باشد . كنترل بيماري با ضد عفوني بذر با فرمالين و سمپاشي مزرعه با تركيبات مس مانند كوپر اويت انجام مي شود . بيماري پوسيدگي ريشه چغندر قندر ظاهراً توسط قارچهاي مختلفي توليد مي شود اين بيماري پس از تشكيل ريشه غده اي به چغندر حمله و موجب پوشيدگي ريشه در ناحيه طوقه مي گردد . راه مبارزه با آن با انتخاب ارقام مقاوم و استفاه از قارچ كشها مانند تترا كلرو سوپرايكس و ريزكتول كمبي امكان دارد .
 

 

 

 

تمبر حشرات

تمبر حشرات